تاریخی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی
 

تبدیل شهرستان شیروان و چرداول به دوشهرستان

استاندار ایلام از تبدیل شدن بخش شیروان شهرستان شیروان چرداول به شهرستان سیروان با عنایات ویژه رئیس جمهور خبر داد.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، به نقل از روابط عمومی استانداری ایلام، مجتبی اعلایی در مراسم یادواره شهدای شیروان با اعلام این خبر اظهار کرد: پیرو مصوبه هیئت وزیران این بخش تبدیل به شهرستان سیروان شده است و این حق مردم سرافراز و غیور منطقه بود و ارتقاء بخش شیروان به شهرستان سیروان را به مردم غیور این منطقه تبریک می‌گویم.

وی با بیان این که شیروان منطقه ای با پیشینه ی کهن و دارای تمدن دیرینه است، افزود: ما باید این استعدادهای بزرگ را مغتنم بشماریم مردم شیروان مستحق این هستند که به حقوق اصلی خود دست یابند، در روستاهای شیروان زمینهای بسیار مرغوب و انسانهای تلاشگر و کاری دارد که باید از این استعدادهای حداکثر استفاده کرد و مردم این منطقه به لحاظ اعتقادات مذهبی و رشادتها و مقاومت، جایگاه ویژه‌ای را دارا هستند.

استاندار ایلام در ادامه افزود: در سفرهایی که به روستاهای منطقه شیروان انجام شده است، این منطقه بسیار حاصلخیز و مستعد توسعه بوده و هم استعداد بالایی هم به لحاظ طبیعت، آثار باستانی را داراست و هم این که و مردمانی خوب و صمیمی، کوشا و ولایتمدار دارد.

اعلایی با تشکر از همه کسانی که در تحقق این هدف تلاش کردند، بیان كرد: من از شما مردم خوب، دوست‌داشتنی و عزیز که برای سربلندی شیروان و تبدیل آن به شهرستان تلاش کردید، تقدیر می‌كنم، همچنین باید از ریاست محترم جمهوری تشکر کنم که پیگیری‌های لازم برای تبدیل شدن شیروان به شهرستان را انجام دادند و بنا به مطالبه این مهم، در سفر چهارم ارتقاء بخش شیروان به شهرستان سیروان انجام شد.

وی در ادامه اضافه کرد: از همه مقامات استان از جمله نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه ایلام و نمایندگان دوره گذشته و آقایان شوهانی و احمدی نمایندگان فعلی که تلاشهای خوبی در این زمینه داشتند، تشکر می‌کنم و این کاری بود که همه در آن سهم دارند و امید است که این عزیزان در سایه الطاف حق تعالی موفق و موید باشند.

این مسئول توصیه کرد: تغییر نام توسعه در برنخواهد داشت و هرگز نباید فکر کنیم که اگر شهرستان شدیم، پس توسعه پیدا کردیم، بلکه توسعه را شما مردم ایجاد می‌کنید و تک تک آحادی که در این شهرستان اقامت دارند، رفتار و عملشان توسعه را به همراه می‌آورد.

اعلایی با اشاره به این که بدون کار و تلاش پیشرفت محقق نخواهد شد، تصریح کرد: بدون دغدغه و سختکوشی، هیچ گاه رشد و توسعه محقق نمی‌‌شود. حتی اگر مدیرانی قوی و کاردان نیز در راس امور باشند و شما در صحنه حضور نداشته باشید، هیج کاری را نمی‌توانند از پیش ببرند.

وی با بیان این مطلب که سختکوشی مردم منطقه می‌تواند شهرستان سیروان را در ردیف برترین شهرستانهای استان قرار دهد، اظهار کرد: در صورتی که بتوانید این حقیقت را عملی كنيد، در کار خود موفق خواهید بود و این نکته باید بیش از گذشته مد نظر باشد که باید روستاهای خود را آباد کنید و منتظر کسی نباشید که برای شما کاری انجام دهد و باید برای بالندگی و سربلندی شهرستان خود، حاضر و فعال باشید.

استاندار ایلام افزود: برای شروع در همین هفته، سرپرستی برای ایجاد فرمانداری و زیرساختها مشخص خواهد شد و سعی می‌شود که فردی انتخاب شود که استعدادهای شهرستان را بشناسد و با پیشینه مدیریت استعدادهای این منطقه را بالفعل كند.

وی بیان كرد: اعتبارات شهرستان در سال جاری تحت عنوان شیروان چرداول اختصاص یافته است که تمام اعتبارات پروژه‌های شهرستان هزینه می‌شود و اعتبار جدیدی نیز برای ایجاد زیرساختهای شهرستان در این منطقه اختصاص داده خواهد شد.

اعلایی یادآور شد: امید است با پشتیبانی مدیران و نمایندگان محترم و مردم بتوان مشکلات شهرستان را حل كرده و به سرعت به جایگاهی که حق این شهرستان است، دست یابيم.

طایفه‌گرایی دراستان ایلام معلول یک بی‌سامانی اجتماعی است

 طایفه‌گرایی دراستان ایلام معلول یک بی‌سامانی اجتماعی است

میزگرد علمی با حضور دکتر سیاوش یاری ، دکتر سارا فلاحی وجمع دیگری از اساتید دانشگاه های ایلام

موضوع قبیله‌گرایی یکی از موضوعاتی است که کمتر کسی آن را نشنیده است، این واژه در آزمون‌های سرنوشت‌سازی مانند انتخابات بیش از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد، با وجود این‌که نخبگان و عامه مردم از وجود این موضوع آگاهی دارند، اما کمتر به صورت علمی مورد بررسی قرار گرفته است.

به گزارش ایلام نیوز از ایسنا معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد استان ایلام نخستین نشست از سلسله جلسات بررسی مسائل استان را به این موضوع اختصاص داد و نشستی را با عنوان بررسی «علل و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پدیده قبیله‌گرائی در استان ایلام» با حضور اساتید و مدرسین در رشته‌های تاریخ، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی برگزار کرد.

قبیله در ایلام قدرت آفرین، هویت‌آفرین و امنیت‌آفرین است.

دکتر سیاوش یاری، مدیرگروه الهیات و دانش آموخته رشته تاریخ اسلام در این نشست اظهارکرد: اگر به عقب برگردیم می‌توان گفت در آغاز شکل‌گیری تاریخ بشر عموماً تمدن‌ها در کنار رود یا دریا شکل گرفته‌اند و مصادیق آن هم تمدن‌هایی مانند عیلام، فنیقیه، مصر و چین و هند هستند که در کنار چنین امکانات طبیعی بوجود آمدند.وی با بیان این‌که گروهی دیگر از این اجتماعات اولیه که شیوه معیشت آنها متفاوت بود و به کار دامداری مشغول بودند بر اساس مقتضیات زندگی مانند وجود آب و چراگاه نقل مکان می‌کردند، تصریح کرد: باید دانست تمدن‌هایي مانند عیلام به عنوان قبیله شناخته نشده‌اند، یعنی اصلا قبیله‌ای نیستند و 3000 سال قبل از میلاد یعنی 5000 سال پیش بافت قبیله‌ای نداشته‌اند.عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام ادامه داد: به موازات زندگی شهری معمولا نوع دیگری از زندگی که شیوه معیشت‌شان بر اساس دامداری بوده و در اطراف تمدن‌های اصلی شکل گرفته‌اند غیرمتمدن می‌نامیدند و از آنها به عنوان بربر یاد کرده‌اند؛ چرا که این افراد بر طبق مقتضیات زندگی نتوانسته‌اند یا اساساً شهری درست کنند یا حصاری داشته باشند، زیرا مالکیت زمین برای آنها مهم نبود و مجبور بودند بر اساس وضعیت آب وهوا نقل مکان کنند و این جابجایی مرتب موجب می‌شد نتوانند به تنهایی زندگی کنند.یاری تصریح کرد: بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که در تاریخ عرب، زندگی به طور کامل بر اساس قبیله‌گرایی می‌چرخید چون زندگی در دامن طبیعت بسیار سخت بود، طبیعی است که میزان درجه سختی هرچه بیشتر باشد درجه وابستگی قبایل نیز بیشتر می‌شود.مدیر گروه الهیات دانشگاه ایلام تصریح کرد: تمام تاریخ ایران با قبیله‌گرایی همنشین است و دارای دوگانگی است، یعنی قبیله‌گرایی همزمان با شهرنشینی نیز رشد داشته است و تا اواخر دوره قاجار شاهد حکومت‌های قبیله‌ای هستیم و بنا به دلایلی 90 تا 95 درصد مردم دارای زندگی قبیله‌ای بودند.این عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام ضمن اشاره به این‌که اکنون زندگی ما در ایلام تحت تأثير قبایل است، در مورد این‌که چرا حتی بسیاری از نخبگان هم به راحتی از قبیله‌گرایی دل نمی‌کنند، تصریح کرد: قبیله‌گرایی در ایلام شبیه به خودرويي است كه تا وقتی که بتوانند از آن استفاده کنند آن را کنار نمی‌گذارند، مگر این‌که جریمه یا مالیات سنگین بر آن بسته شود و امکان استفاده از آن وجود نداشته باشد.وی موضوع مورد بحث را این‌گونه تبیین کرد: اگر من منتسب به قبیله‌ای باشم و در سایه این انتساب می‌توانم رأی بیاورم چرا استفاده نکنم؟ پس هنوز طایفه جوابگوی نیازهای فرد است و تا وقتی که چیزی برای جایگزینی آن وجود نداشته باشد وضعیت ادامه دارد.یاری یکی از دلایل مهم گرایش به قبیله‌گرایی در بین نخبگان را عدم شکل‌گیری نهادهای مدرن دانست و گفت: قبیله در ایلام قدرت آفرین، هویت‌آفرین و امنیت‌آفرین است و تا زمانی که به دلیل عدم شکل‌گیری نهادهای مدرن، از این ویژگی‌ها برخوردار باشد نباید انتظار داشت از جامعه رخت بربندد.

ادعاهای مدرن و تأکید بر رفتارهای سنتی در عمل؛ رهاورد آشنایی با مدرنیته .

دکترسارا فلاحی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام گفت: قبیله عبارت است از جماعتی که بر اساس نژاد، خون و سرزمین دور هم جمع می‌شوند و دارای منافع مشترک اقتصادی و اجتماعی هستند و آنچه در قبیله تعیین کننده است، عصبیت است.وی با بیان این‌که در سطح نوین، قبیله در ایلام امروز عصبیتی مدرن را با خود حمل می‌کند و همزیستی نهادهای مدرن و سنتی در محتوای قبیله‌گرایی امروز به خوبی قابل مشاهده است، افزود: یعنی نخبگان ما یک ساختارشکنی خیلی پست مدرن کرده‌اند و کارکردی را به قبیله داده‌اند که در قالب یک عصبیت جدید قابل طرح است.مدیرگروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام ادامه داد: به قول "گیدنز" ما به جایی رسیده‌ایم که رفتار سنتی‌مان در مقابل رفتار نوین قرار گرفته است و نه مدرن هستیم و نه سنتی، یعنی گرفتار تناقضی شده‌ایم که از خصوصیات جهان سوم است و ما مجبوریم در تناقض زندگی کنیم که باید برای حل این تناقض چاره‌اندیشی کرد.فلاحی افزود: ما می‌خواهیم یک سری مولفه‌های سنتی‌مان حفظ شود و از طرفی هم می‌خواهیم ادعاهای مدرن را در جامعه پیاده کنیم و این تناقضی است که سالیان سال است از زمان آشنایی با مدرنیته با آن روبرو هستیم.وی در مورد پارلمان قبیله‌ای تصریح کرد: منظور از پارلمان قبیله‌ای در بحث رفتارهای قبیله‌گرایانه سیاسی، مبتنی بر تعصبي بي‌اساس است و عقلانیت در آن جایی ندارد، و مبتنی بر احساس و هیجان است و دارای رفتارهایی بر خلاف انجمن‌گرایی است.فلاحی بسیاری از نخبگان دانشگاهی را نیز گرفتار قبیله‌گرایی دانست و تصریح کرد: در دانشگاهی که تدریس می‌کنیم به وضوح می‌بینیم، بسیاری از اساتید دانشگاه‌های ما در حالی که در حزب و گروهی سیاسی عضو هستند به همخون خود رأی می‌دهند، یعنی رفتار آنها با عقایدشان در تناقض است و بسیاری از افراد در استان ژست سیاسی به خود می‌گیرند، اما وقتی پای عمل می‌رسد رفتار مدرن سیاسی ندارند، یک بحث دیگری که وجود دارد این است که ما چکار کرده‌ایم که قبیله‌گرا نباشیم؟وی در زمینه نقش دانشگاهیان در از بین بردن این فرهنگ تصریح کرد: در یک کلام باید گفت ما نخبگان و دانشگاهیان نمی‌خواهیم خود را هزینه انجام برخي اصلاحات در استان کنیم.

بخشی از پدیده قبیله‌گرایی معلول ساختارهای ناپخته فرهنگی و سیاسی است .

سعدالله عزتی، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی در این نشست گفت: بخشی از مشکل ما مربوط به تعریف این واژه است، قبیله از منظر مردم‌شناسی، سیاست و جامعه‌شناسی معناهای متفاوتی دارد، چون معرفت‌شناسی این سه حوزه با هم متفاوت است و هر کدام از دید خود به آن می‌نگرند.وی با بیان این‌که از دیدگاه علوم اجتماعی و عالمان سیاست، قبیله مبتنی بر خویشاوندی است، تصریح کرد: بحثی درمردم‌شناسی داریم که اعضای یک قبیله یا کلان، خود را به یک نیای مشترک نسبت می‌دهند که از آن به عنوان توتم یاد می‌شود.این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی ادامه داد: قبیله کسانی هستند که علاوه بر نیای مشترک، زبان و فرهنگ مشترک دارند ودر سرزمینی مشخص ساکن هستند و به تولید خصلت‌های اجتماعی خود می‌پردازند، اما از منظر سیاسی و علوم اجتماعی قبیله همراستا با دولت عمل نمي‌كند، چون بر اساس مساوات و آداب و رسوم سنتی خود عمل می‌کند.عزتی ادامه داد: بر اساس تحقیقات انجام شده توسط صاحبنظران غربی، تا قبل از قرن بیستم دولت و قبیله در تضاد بودند و کشمکش دایمی میان آنها وجود داشت، درصورتی که آنچه در ایران شاهد آن هستیم برخلاف دیدگاه مورخان غربی است؛ یعنی در ایران هم دولت قبیله‌ساز است وهم قبیله‌ها دولت ساز؛ به عنوان مثال دولت قاجاریه بر اساس ایلات شکل گرفت، یا بنیان‌گذار زندیه از اکراد بوده است، اقا محمدخان برای حفظ قدرت خود، ایلات خمسه را در مقابل ایل قشقایی علم كرد.این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی با بیان این‌که برخلاف نظرگاه غربی در مورد قبیله، در ایران دولت‌ها و قبیله‌ها در کشمکش باهم نبوده‌اند بلکه با هم تعامل نیز داشته‌اند، تصریح کرد: حتی رؤسای قبایل را، پادشاهان تعیین می‌کردند. در ایران تعریف جهانی و نوع غربی آن بر قبیله صادق نیست.وی با بیان این‌که در ایلام اوج قبیله‌گرایی را در انتخابات شاهد هستیم، تصریح کرد: اگر ما انتخابات را یک جابجایی قدرت بدانیم، باید قبول کنیم موضوع قبیله‌گرایی بر این فرآیند سیاسی به شدت سایه انداخته است و در فرهنگ ما هنوز هم در موضوع انتخابات، در بحث مدیریت اداری، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استان، سیستم‌ها به گونه‌ای شکل نگرفته‌اند که امور را در ظرف‌ها و قالب‌های قانونی اجرا کنیم.این کارشناس ارشد جامعه‌شناسی از قبیله‌گرایی در انتخابات به عنوان یک نوع ناهنجاری یاد کرد و ادامه داد: وقتی قانون بیان کرده که در انتخابات به افراد شایسته رأی دهید، اما در ايلام با آن كه افراد شایسته را می‌شناسیم، ولي به صرف این‌که وابستگی طایفه‌ای به ما ندارند آنها را انتخاب نمی‌کنیم، این یعنی انحراف از هنجار. بخشی از پدیده قبیله‌گرایی معلول ساختارهای ناپخته فرهنگی و سیاسی جامعه ماست.عزتی تصریح کرد: مهم‌ترین تأثیر آن زیر سؤال رفتن شایستگی و شایسته‌سالاری است؛ به طوری که بسیاری از افراد حتی در سطوح بالاي تحصیلات مثلا اساتید دانشگاه که در زمره خواص‌اند، تنها به خاطر به دست آوردن امتیازات فردی به کاندیدايی که به ایل آنها منتسب است، رأی می‌دهند؛ یعنی خواص نیز به گونه‌ای به موضوع قومیت‌گرایی مشروعیت می‌بخشند.

بازتولید قبیله‌گرایی ریشه در ویژگی‌های جامعه نیمه سنتی دارد .

خلیل کمربیگی، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی گفت: قبل از این‌که جنگ واژه‌ها صورت گیرد باید گفت که ما در بحث مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی قبیله را خاص جامعه عربی می‌دانیم تا خاص جامعه ایرانی، چون مرکب از عشیره‌هاست و عشیره خاص جوامع عربی است، و اگر به جای قبیله از طایفه یا ایل استفاده کنیم بومی‌تر و تخصصی‌تر است، تعریفی که از واژه قبیله شد با رویکردی که به بحث داریم متفاوت است، آنجا یک نماد است اما در اینجا واقعیتی است که وجود دارد.وی ادامه داد: این‌که ما بگوییم طایفه در جامعه مدرن هم دیده می‌شود، درست نيست؛ زيرا اصلا جهان مدرن نسبتی با گرایش به طایفه ندارد، این طایفه‌گرایی که ما در ایلام با آن روبرو هستیم و مختص به جامعه‌ای است با ساخت ایلی و سنتی، نسبتی با دنیای مدرن ندارد.وی ادامه داد: ما باید به این باور برسیم که خردترین بخش بومی‌گرایی طایفه‌گرایی است و این دو با هم متفاوتند و بر این مبنا با توجه به این عناصر و همبسته‌هایی که در طایفه‌گرایی در ایلام می‌بینیم مشاهده می‌کنیم، این اصطلاح خاص جامعه سنتی است و در جامعه مدرن دیده نمی‌شود، و اگر هم دیده می‌شود با جهان امروزی تناسبی ندارد، آیا عنصری به عنوان عام‌گرایی در طایفه گرایی وجود دارد؟وی با بیان این جمله آل احمد که:"آنچه در ایران دیدیم تاریخ ایلات دیدیم تا چیز دیگر" تصریح کرد: این جمله گویای این واقعیت است که از 100 سال پیش که تلاشی جدی برای نوسازی جامعه ایرانی رخ داد، این فرهنگ به اغلب مناطق ایران سرایت کرد، اما در ایلام این اتفاق رخ نداد که ریشه در ویژگی‌های یک جامعه سنتی دارد که طایفه‌گرایی باز تولید می‌شود.مدرس جامعه‌شناسی تصریح کرد: من قبیله گرایی را معلول شرایط حاکم می‌دانم، این جامعه دچار بی‌سازمانی شده است، خرده نظام‌ها کارکرد خود را به درستی انجام نداده‌اند، با اختلال کارکردی روبرو شده‌اند، این اختلال کارکردی منجر به این شده است که افراد به این نتیجه برسند که چون خرده نظامی مانند سیاست، اقتصاد و...نمی‌تواند اهداف زندگی آنها را برآورده کند، به عنصر سنتی بازمی‌گردند و از آن استفاده می‌کنند.کمربیگی ادامه داد: طایفه‌گرایی معلول یک بی‌سامانی اجتماعی است، یعنی شما در یک جامعه‌ای حرکت می‌کنید که تمام مظاهرش دستخوش تغییر شده‌اند و فرد در چنین جامعه‌ای مایل است به سوی ساختار جدیدی حرکت کند، اما ساختار جدید برایش دست نیافتنی است و در نتیجه به استفاده از ابزارهای سنتی می‌پردازد که دم دستش باشد، اینجاست که در رفتار دوگانه‌ای قرار می‌گیرد و تجربه این افراد نشان می‌دهد که خرده نظام‌های شکل گرفته در جهان مدرن نتوانسته است امکانات و اشتغال را برای آنها فراهم کند، اینجاست که به رفتار سنتی بازمی‌گردد.وی با بیان این‌که قبیله‌گرایی معلول شرایط مدرن است، تصریح کرد: دقت در عصبیت ابن خلدون این نکته را مشخص می‌کند مفسران معتقدند این اندیشمند عصبیت را فقط خاص مناطق بادیه‌نشین نمی‌داند وعصبیت در دنیای کنونی معلول عدم کاربرد نهادهای مدرن است.کمربیگی ادامه داد: جامعه‌ای مانند ایلام با یک بی‌سازمانی اجتماعی روبرو شده است، و اگر نهادهای مدرن رفتار خود را به درستی انجام دهند شاهد طایفه‌گرایی به این شدت نخواهیم بود.کمربیگی ادامه داد: عملکرد نمایندگان و وعده‌هایی که کاندیداها می‌دهند در افزایش قبیله‌گرایی نقش مهمی دارد؛ چرا که مردم یک ایل، طایفه یا منطقه احساس می‌کنند در زمان فلان نماینده در حق آنها کم‌توجهي یا بی‌مهری‌هایی صورت گرفته است و می‌خواهند با معرفی یک نفر از ایل خود، به خواسته‌ها و مطالبات خود برسند، پس اگر موازنه برابری فرصت در مناطق مختلف استان صورت گیرد آن وقت یک ایل یا منطقه تمام توان خود را برای برنده شدن یک فرد نمی‌گذارد، و فرد شایسته از هر ایلی که باشد انتخاب می‌کند.مدرس جامعه‌شناسی دانشگاه‌های ایلام، توجه به عمران و توسعه مناطق مختلف، ایجاد سیستم نظارتی قوی بر انتخابات از زمان تبلیغات را از مهم‌ترین راهکارها برای از بین بردن این روند دانست و ادامه داد: تقویت رسانه‌های جمعي، تقویت نهادهای مدنی و احزاب سیاسی، تأکید بیشتر مراجع دینی و برابری در دستیابی به فرصت‌های مناسب برای افراد را از راهکارهای کوتاه مدت برای نیل به هدف که استانی عاری از قبیله‌گرایی باشد، عنوان کرد .

بنده نیز همیشه یکی از دغدغه های اصلی ام آثار منفی قبیله گرایی علی الخصوص دراستان ایلام که خیلی پررنگ تر از دیگرمناطق است می باشد که بارها در همین وبلاگ بدان اشاره نموده ام .انشالله با برگزاری چنین نشست هایی  وارائه راهکارهایی ،در اینده ما دیگر شاهدقبیله گرایی در استانمان نباشیم و همه در کنار هم برای سربلندی ایران واستانمان کوشا باشیم .

 ایلام سرزمین آرزوها:آرزوی داشتن راه آهن

 استان ایلام به دلیل مشکلات زیرساختی برای توسعه نیاز مبرم به ایجاد شبکه ریلی دارد که از پنج سال گذشته هر روز وعده ای به مردم داده می شود.

بحث ایجاد راه آهن از پنج سال گذشته به طور مداوم در استان ایلام وجود داشته ولی با توجه به مصوبه دولت هنوز این مهم در استان اجرایی نشده است.

هنوز نه مکان و نه زمانی برای آغاز اجرای این پروژه تعیین نشده است ولی هر روز مسئولان می گویند این پروژه به زودی در ایلام آغاز می شود ولی باز خبری نیست.

استان ایلام از جمله معدود استانهای کشور است که با مشکل حمل و نقل مواجه است و این مشکل باعث عدم توسعه استان ایلام شده است.

این استان با وجود مجهز نبودن راه های ارتباطی و فرودگاه نیاز اساسی به راهکارهای جدید حمل و نقل برای بیرون رفتن از بن بست جغرافیایی دارد.

یکی از مهمترین مصوبات سفر هیئت دولت در استان ایلام ایجاد راه آهن در استان بوده است که این مصوبه با تعلل و کاغذ بازی مسئولان هنوز به جایی نرسیده است.

مسئولان هنوز درباره چگونگی ایجاد راه آهن به استان ایلام و نقطه متصل به استان هم تصمیم گیری نکرده اند عده ای معتقد هستند که راه آهن باید از استان کرمانشاه به ایلام کشیده شود و عده ای خواهان اتصال راه آهن از خوزستان به ایلام هستند.

برخی از قولها و وعده های مسئولان که از پنج سال گذشته آغاز شده در سال جاری نیز ادامه دارد که در زیر آمده است:

نماینده مردم ایلام: ایلام به شبکه راه‌آهن کشور می‌پیوندد ‌

نماینده مردم ایلام، ایوان، مهران، ملکشاهی و شیروان چرداول در مجلس شورای اسلامی گفت: ایلام به شبکه راه آهن کشور می‌پیوندد.

احمد شوهانی اعلام کرد: با تلاش‌ها و رایزنی‌های به عمل آمده ایلام به راه آهن کشور می‌پیوندد.

مدیرکل راه وترابری استان ایلام گفت: کار اجرای اتصال ایلام به شبکه سراسری راه آهن کشور از مسیر کرمانشاه در سال جاری به طور قطع کلید می‌خورد.

وعده مدیرکل سابق راه و ترابری استان ایلام

مدیرکل سابق راه وترابری استان ایلام سال گذشته گفت: کار اجرای اتصال ایلام به شبکه سراسری راه آهن کشور از مسیر کرمانشاه در سال جاری به طور قطع کلید می‌خورد.

هم اینک کار مطالعه و امکان سنجی‌های لازم برای احداث خط ریلی ایلام - کرمانشاه از سوی شرکت ساخت زیربنایی حمل و نقل کشور در حال انجام است وبا پایان این مطالعات کار اجرای پرژه آغاز خواهد شد.

علی نیکزاد نیز در این باره اظهار داشت: روند پرشتاب استان‌هایی از جمله ایلام، اردبیل، گیلان، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان شمالی و جنوبی و چهارمحال و بختیاری مراحل اتصال به شبکه ریلی را می‌گذرانند که پیش‌بینی شده حداکثر تا پایان فعالیت دولت دهم این استان‌ها به شبکه ریلی متصل شوند.

ایلام از طریق خط آهن "مهران- کوت - کربلا" به عتبات عالیات متصل می شود

معاون برنامه ریزی استاندار ایلام گفت: مذاکره و توافق های نخستین با مسئولان عراقی و استان واسط برای احداث این خط آهن انجام شده است.

حشمت الله عسگری ادامه داد: ساخت این خط آهن ، افزون بر کوتاهی مسیر و تسهیل در تردد زوار عتبات عالیات عراق و شهرهای زیارتی جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی در افزایش مبادله های بازرگانی و انتقال مسافر و زائر بین دو کشور ایفا می کند.

وی افزود: هزینه ایجاد خط آهن و قطار در این مسیر به سبب وجود دشت های هموار بسیار پایین و از حیث اقتصادی نیز مقرون به صرفه است.

نظر مدیرکل جدید مسکن و شهرسازی استان ایلام

محمد ایمنی نصراللهی زاده مدیرکل راه و شهرسازی استان ایلام اضافه کرد: بر اساس مصوبات صورت گرفته مقرر شده مطالعات اتصال ایلام به راه‌آهن سراسری تا آخر امسال به اتمام رسیده و احداث قسمتی از مسیر به صورت طرح و اجرا به پیمانکار واگذار شود.

صاحب محمدی مدیرعامل راه آهن کشور نیز گفت در آینده ای نزدیک 5 استان دیگر از جمله گیلان، بوشهر، کردستان و ایلام نیز وارد شبکه ریلی خواهد شد.

تذکر و انتقاد امام جمعه ایلام از وعده ها

امام جمعه ایلام گفت: اجرای طرح راه آهن ایلام از مطالبات جدی و به حق مردم استان ایلام است.

حجت الاسلام محمد نقی لطفی افزود: در اجرای طرح راه آهن ایلام جدیدت کنند و نمایندگان مجلس و مسئولان استان در راستای تحقق زودهنگام طرح راه آهن ایلام بکوشند.

چند سال است که مردم ایلام پیگیر ادامه احداث راه‌آهن غرب کشور هستند اما متاسفانه هر بار از مسئولان مربوط حرفی تازه می‌شنوند که هنوز مطالعات مسیریابی این خط ریلی انجام نگرفته و گاهی هم شنیده که مطالعات تکمیل شده و باید وارد فاز اجرا شویم، اما وقتی صحبت از کار عملیاتی به میان می‌آید مسئولان دوباره سخن از کمبود کار کارشناسی به میان می‌آورند و این ضد و نقیض گویی‌ها نشان از تردید دولت برای تکمیل این پروژه را نشان می‌دهد.

منبع:خبر گزاری مهر

نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری

خرداد ماه 92 ماه پرشوری برای مردم استان ایلام و البته ماهی بسیار پرکار برای استانداری ،شورای نگهبان و سایر نهادهای درگیر در مسئله انتخابات خواهد بود در این ماه سه انتخابات در استان ایلام حوزه شمال برگزار خواهد شد انتخابات ریاست جمهوری ،شوراهای اسلامی شهر و روستا و همچنین انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی برای تعیین تکلیف نفر دوم انتخابات در استان و جانشین علی اکبر متین که به حکم و نظر قانونی شورای نگهبان از ورود به مجلس بازماند وآرایش باطل شد .

   خرداد ماه 92 ماه پرشوری برای مردم استان ایلام و البته ماهی بسیار پرکار برای استانداری ،شورای نگهبان و سایر نهادهای درگیر در مسئله انتخابات خواهد بود در این ماه سه انتخابات در استان ایلام حوزه شمال برگزار خواهد شد انتخابات ریاست جمهوری ،شوراهای اسلامی شهر و روستا و همچنین انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی برای تعیین تکلیف نفر دوم انتخابات در استان و جانشین علی اکبر متین که به حکم و نظر قانونی شورای نگهبان از ورود به مجلس بازماند وآرایش باطل شد . در مورد انتخابات مجلس مطالبی بیان شد و باز هم ادامه خواهد یافت اما موضوع این نوشتار برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در استان ایلام است .از گوشه کنار استان دیده می شود و البته شنیده می شود که برخی شخصیت های مطرح کشور فعالیت های غیر رسمی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری در استان ایلام همانند استان های دیگر آغاز کرده اند که به تفکیک گرایش های سیاسی نگاه کوتاه به فعالیت های آنان خواهیم انداخت. اصولگرایان منتقد دولت : محسن رضایی: محسن رضایی که در انتخابات 84 در روزهای اخر به نفع قالیباف و لاریجانی کنار کشید و در انتخابات 88 با نزدیک به یک میلیون رای در رده سوم قرار گرفت این بار هم احتمال زیاد وارد عرصه شود سایت معروف وی به آدرس mohsenrezaei.irسال هاست که بستر ارتباط وی با هوادارنش را فراهم آورده است .ایجاد جبهه ایستادگی در کنار احزابی چون عدالت و توسعهو همچنین فعالیت به عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در این سال ها از دیگر تلاش های وی برای حضور موثر در عرصه سیاست کشور است . در استان ایلام نیز جبهه ایستادگی فعالیت های موثری داشته است که دبیر جبهه ایستادگی در استان ایلام دکتر یونس احمدی است و توانستند کاندیدای اختصاصی خود یعنی علی محمد احمدی را از حوزه جنوب استان ایلام راهی مجلس کنند و در کل کشور نیز جبهه ایستادگی که به احتمال فراوان محسن رضایی کاندیدای آن ها در ریاست جمهوری خواهد بود توانستند بالای 40 نفر را به مجلس بفرستند که در نوع خود موفقیت بزرگی است .در عرصه رسانه ای نیز سایت تابناک و نیز روزنامه ملت ما تریبون این گروه محسوب می شود. با تمام این تفاسیر به نظر نمی رسد ایشان بتواند موفقیتی کسب کند و در استان ایلام نیز فعلا همانند 84 و البته 88 پایگاه چندانی ندارد مگر این که بتواند با تبلیغات متفاوت نظر و رای مردم را جلب کند محمد باقر قالیباف: فرمانده اسبق نیرو هوایی سپاه ،فرمانده سابق نیروی انتظامی کشور ، و البته شهردار کنونی تهران یکی از بخت های مسلم رسیدن به پاستور است . دکتر قالیباف در سال 84 در روز های واپسین انتخابات وارد عرصه شد و توانست رای قابل توجهی نیز کسب کند و در استان ایلام بعد از هاشمی رفسنجانی ،کروبی و معین در رده چهارم قرار گرفت که بالاتر از محمود احمدی نژاد ؛علی لاریجانی و همچنین محسن مهرعلیزاده قرار گرفت البته در کل کشور نیز چهارم شد و از ورود به دور دوم بازماند .قالیباف سال 88 نیز بطور غیر رسمی فعالیت های خود را آغاز کرد اما بعد از مدتی که فضای سیاسی کشور به دو قطبی احمدی نژاد و موسوی تبدیل شد در تصمیمی هوشمندانه وارد عرصه انتخابات نشد و مر تکب اشتباه محسن رضایی نشد شواهد هم نشان می داد حتی اگر قالیباف وارد انتخابات می شد باز هم تغییری چندانی در ارای مردم رخ نمی داد .بهر حال شنیده ها از فعالیت افراد نزدیک به دکتر قالیباف در استان ایلام حکایت می کند . سال 84 اقای محسن عباسی ریاست ستاد دکتر قالیباف را برعهده داشت که قالیباف توانست رای خوبی در استان کسب کند محسن عباسی از چهره های نزدیک به قالیباف محسوب می شود تا حدی که شهردار تهران به وی پیشنهاد شهرداری یکی از مناطق 22 گانه تهران را داد که محسن عباسی قبول نکرد و وارد انتخابات مجلس شد که البته ناکام ماند در عرصه رسانه ای نیز سایت هایی چون فردا نیوز؛شفاف نیوز و نیز روزنامه هایی مانند تهران امروز و البته مجموعه رسانه ای همشهری با تعداد مجلات پر تعدادش تریبون های این گروه به حساب می آیند. علی لاریجانی: لاریجانی نیز در سال 84 اشتباه موثری مرتکب شد و با ورود به انتخابات و کسب رای نازل یک میلیونی تنها بالاتر از مهر علیزاده قرار گرفت .لاریجانی در این چند سال ابتدا با فعالیت به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و سپس با ورود به مجلس ریاست بر آن تا حدودی توانست اثار شکست خود در سال 84 را تعدیل کند و خود را به عنوان شخصیت مطرح معرفی کند مخصوصا اینکه در مجلس نهم توانست رقیب اصلی خود حداد عادل را با رای بالایی پشت سربگذارد و برای دومین بار رئیس مجلس شود. لاریجانی در سال 84 کاندید موتلفه بود و بنظر می رسد در صورت ورود باز هم حمایت این حزب قدیمی و تاثیرگدار را همراه خود داشته باشد . سایت خبری خبرانلاین عمده ترین تریبون هواداران دکتر لاریجانی است .علی اکبر متین ،فریدون همتی ،عمران علیمحمدی و محسن عباسی کاندیداهای موتلفه و این گروه در استان ایلام بودند غلامعلی حدادعادل: حداد عادل با حمایت طیف هایی از اصولگرایان قصد داشت با کسب ریاست مجلس ،بخت خود رای برای انتخابات ریاست جمهوری افزایش دهد که با شکست سنگین از لاریجانی از دست یابی به هدف خود بازماند اما انتخاب لاریجانی به عنوان رئیس مجلس فقط یک ساله بوده و سال های بعد هم دکتر حداد عادل شانس ریاست مجلس را خواهد داشت. حدادعادل در استان ایلام همچون تمام کشور، طیف هایی چون جمعیت رهپویان و ایثارگران را حامی خود می بیند و دکتر احمد شوهانی نیز کاندید این گروه در انتخابات مجلس بود که توانست به مجلس راه پیدا کند و خبرها حاکی از رای شوهانی به حداد عادل برای ریاست مجلس بود که البته موثر نبود .سایت هایی چون جهان نیوز ،الف و همچنین مجله هفتگی پنجره سانه های مکتوب و اینترنتی این گروه محسوب می شود .البته افراد دیگری نیز مانند علی اکبر ولایتی وزیر خارجه سابق ،مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور در اردوگاه اصولگرایان مطره هستند حامیان دکتر احمدی نژاد: بدون شک پرشانس ترین کاندید ریاست جمهوری کسی خواهد بود که حمایت دکتر احمدی نژاد را همراه خود داشته باشد . اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و دادن ماهیانه 45 هزار تومان به مردم با تمام بحث ها و انتقادات موجود توانسته است شانس حامیان دولت و کاندید نزدیک به دولت را برای تداوم حضور این گروه از اصولگرایان در چاستور به شدت افزایش دهد. احمدی نژاد در سال 84 دور اول نتوانست رای بالایی در استان ایلام کسب کند و پایین تر از کسانی همانند هاشمی رفسنجانی،کروبی ،معین و حتی قالیباف قرار گرفت اما در دور دوم آن سال با اختلاف فراوانی در استان ایلام همانند کل کشور گوی سبقت را از هاشمی ربود و توانست به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود و در سال 88 هم ارای 70% مردم استان را به خود اختصاص داد. از کسانی مانند دکتر صالحی وزیر امورخارجه فعلی ؛مهندس نیکزاد وزیر مسکن و راه و نیز مهندس ثمره هاشمی دستیار ارشد ردیس جمهور به عنوان کاندیداهای احتمالی این گروه نام برده می شود. خبرگزاری ایرنا و نیز روزنامه ایران تریبون این طیف محسوب می شود اصلاح طلبان: از کسانی مانند دکتر عارف معاون اول دولت اصلاحات و نیز اسحاق جهانگیری وزیر سابق صنعت و همچنین دکتر محمد علی نجفی وزیر سابق آموزش و پرورش به عنوان کاندیداهای احتمالی اصلاح طلبان نام برده می شود.البته همواره نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری، اسم سید حسن خمینی نوه امام نیز به عنوان کاندید احتمالی ریاست جمهوری مطرح می شده که این بار هم ایشان تکذیب کرده است . کمال خرازی وزیر امور خارجه دولت اصلاحات هم یکی از گزینه های اصلاح طلبان محسوب می شود اما بنظر می رسد دکتر عارف گزینه اصلی اصلاحات باشد مجله هفتگی آسمان و نیز سایت خبری بهار نیوز تریبون فعلی اصلاح طلبان محسوب می شود.کاندید نزدیک به اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی در استان ایلام دکتر داریوش قنبری بود که در درده چهارم قرار گرفت اما با ابطال آرای علی اکبر متین به عنوان یکی از شانس های اصلی میان دوره ای مجلس امیدوار به صعود سه باره به مجلس است

منبع : وبلاک اخبار ایوانttp://eyvangharb89.blogfa.com/

حسین قلی خان ابوقداره والی مقتدر پشتکوه

بررسی دوران والیگری حسین قلی خان ابوقداره والی مقتدر پشتکوه

نویسنده: محمود مهمان نواز (دانشجوی دکتری تاریخ ایران دوره اسلامی دانشگاه اصفهان)

مقدمه

پشتکوه در دوره قاجار به منطقه ای که امروزه به عنوان استان ایلام شناخته می شود اطلاق می شد. اگر بخواهیم حدود پشتکوه را تعیین کنیم باید چنین عنوان نمود که از جنوب به عربستان(خوزستان) از شرق به پیشکوه(لرستان) از شمال به سرزمین کلهر(کرمانشاه) و از غرب به عثمانی(عراق) محدود می شود. این منطقه در دوران باستان به دلیل نزدیکی آن به بین النهرین از اهمیت خاصی برخوردار بود. وجود آثار  باستانی و تمدنی متعدد از ادوار مختلف تاریخی و خصوصا آثار متعدد باستانی مربوط به دوره ساسانی گواهی بر اهمیت این منطقه در آن دوران می باشد . در دوران اسلامی نیز این منطقه تا سال 334 ه ق دارای اهمیت بود در این سال بر اثر زلزله ای مراکز شهری ویران شدند و از آن پس از منطقه پشتکوه در تواریخ کمتر نامی دیده می شود. پشتکوه به هنگام حکومت اتابکان لر کوچک قسمتی از قلمرو آنها محسوب می شد. در دوره صفویه نیز با سقوط اتابکان لر کوچک پشتکوه به عنوان قسمتی از ایالت لرستان در اختیار والیان فیلی(علوی) قرار گرفت تا آنکه با قدرتگیری قاجارها والیان لرستان مجبور به ترک پیشکوه شدند و مقر خود را در پشتکوه قرار دادند.

به دلیل آنکه پشتکوه منطقه ای مرزی محسوب می شد والیان پشتکوه در منازعات مرزی با عثمانی ها نقش فعالی ایفا کردند. همچنین به خاطر آنکه تقریبا منسجم ترین نیروی غرب کشور در اختیار والیان پشتکوه بود آنها در کمک به دولت مرکزی جهت سرکوب شورشها و ناامنی های منطقه غرب و جنوب غرب مشارکتی فعالانه داشتند.

حسین قلی خان ابوقداره یکی از والیان پشتکوه بود که در سال1280 ه ق با غلبه بر پسر عمویش عباس قلی خان موفق شد در پشتکوه به قدرت برسد. وی مقتدرترین والی پشتکوه محسوب می شود.

در این پژوهش سعی بر آن است تا به مسائلی چون چگونگی قدرتگیری حسین قلی خان ، مواضع وی در رابطه با یاغیگریها و شورشهای منطقه جنوب غرب و غرب کشور ، رابطه وی با حکومت مرکزی ، همچنین مسائل مرزی با عثمانی ها در دوران والیگری وی پرداخته شود.

 

چگونگی قدرت گيری حسين قلي خان ابوقداره

حسين قلي خان پسر حيدرخان پس ازمرگ پدرش(1273 ه. ق) در پي آن بود تا بر جای وی تکیه بزند. از طرف ديگر عباسقلي خان پسر عموی وی نيز در پي تصاحب قدرت بود. حسينقلي خان که موفق شده بود حکومت را در دست بگيرد با مخالفت عباسقلي خان مواجه شد چون عباسقلي خان از سوي دولت مرکزي حمايت مي شد، حسينقلي خان مجبور به کناره گيري از قدرت شد و به عراق فرار نمود.

در هنگام اقامت حسينقلي خان در عراق موسي خان برادر حسينقلي خان براي رسيدن به قدرت تلاش نمود و براي گرفتن کمک با صد سوار نزد لطفعلي خان بالاوند که پدرش شوهر خواهر او بود رفت.( سلطاني ، ج 2 ،1372: 794) موسي خان قصد داشت لطفعلي خان را عزل کند و خود جاي او  بنشيند اين امر باعث نارضايتي لطفعلي خان از اوشد. او به آشورخان رشنو مي گويد که موسي خان لياقت حکومت را ندارد و آشورخان درپاسخ مي  گويد : «من هم مي دانم نه موسي خان و هيچ يک از پسران حيدرخان جز حسينقلي خان که درشهر زور سليمانيه به سر مي برد، لياقت حکومت ندارند. منتهي نمک حيدرخان و اين که نوکرهاي اصلي احمدخان به چشم خواري به ما نگاه نکنند، دنبال موسي خان هستيم » (همان : 794). لطفعلي خان که در موسي خان لياقتي نمي بينند قصد کمک به حسينقلي خان مي کند و به آشورخان مي گويد: «تو ساير نوکرها را راغب به اطاعت حسين قلي خان کن ، من او را پيدا ميکنم »

 در زمان حکومت عباس قلي خان اوضاع پشتکوه مناسب نبود و اعراب بني لام همواره براي مردم مزاحمتهايي ايجاد مي کردند «اعراب بني لام همه آمده اند درخاک پشتکوه منزل گرفته اند  و هرزگي مي نمايند، بنده هم(عباس قلی خان) آن قوه ندارم که آن ها را بيرون نمايم» (مرکز اسناد و خدمات پژوهشي وزارت خارجه ، 1279- 1280 :ش 47).

به هرحال ميان عباسقلي خان و حسينقلي خان درگيري هايي نيز صورت مي گيرد که باوجود حمايت ناصرالدين شاه از عباسقلي خان سرانجام حسينقلي خان پيروز مي شود و عباسقلي خان به تهران احضار مي گردد «به واسطه ي نامه هاي شديد اللحن معتمد الدوله به رجال و شاه که اگر عباس قلي خان به منطقه بازگردد، استعفاي مرا بپذيرد و مادام العمر ترک خدمت مي کنم. عباس قلي خان درتهران ماند تا فوت کرد». (سلطاني ، ج 2 ،1372: 795)

سال 1280ه ق سال آغاز والیگری حسینقلی خان ابوقداره در پشتکوه می باشد.

حسينقلي خان و ظل السطان

مسعود ميرزا ظل السطان، پسرناصرالدين شاه قاجار بود وی يکي از لايقترين پسران شاه محسوب مي شد. قلمرو حکومتي او ابتدا اصفهان بود که بر اثر ابراز لياقت و ايجاد آرامش در اين منطقه از طرف دولت مرکزي حکومت لرستان و خوزستان نيز به او محول گرديد.

حسين قلي خان والی پشتکوه از اقتدار ظل السطان خبر داشت و از آن هراسان بود،درپي آن بود که بهانه اي به دست ظل السلطان ندهد. از طرف ديگر ناصرالدين شاه محرمانه به ظل السطان نوشته بود زمانیکه بتواند حسين قلي خان والي پشتکوه و حسين قلي خان ايلخاني بختياري را با خودش به تهران ببرد رضایت وی را جلب کرده است.(محلاتي ، 2536 :201). ظل السطان از اقتدار حسین قلی خان در پشتکوه آگاه بود وی در این باره می نویسد:«والي پشت کوه که رئيس طايفه فيلي باشد ،هيچ سلطان مقتدري به اقتدار او نبود .بطور يقين شش هفت هزار سوار و تفنگچي داشت، کوس «اناولاغيري » را روزي چهار مرتبه بر درگاهش مي زدند». (ظلل السطان ، ج2 ، 1368 : 576). به همین جهت ظل السلطان می دانست که با شخص قدرتمندی مواجه است و در ابتدای امر در پی آن بود که والی پشتکوه را تحت سلطه خود بیاورد.

ظل السطان می نویسد زمانیکه در بروجرد بود«ميرزا رشيد خان گماشته والي را از همين  جا مامور کردم که والي را با جمعيت پشت کوه که ده هزار سوار مي شود .حاضر کرده که] تا[  لدي الضروره : بخواهم حاضر شوند». (همان : 596). ميرزا رشيدخان ازمشاوران حسين قلي خان بود او دربازگشت به پشتکوه سخنان تهديد آميز ظل السطان را به گوش حسين قلي خان رساند و اين امر باعث وحشت بيشتر والي از ظل السطان شد به همین خاطر والي از رفتن نزد ظل السلطان صرفنظر کرد و ميرزا رشيد خان را فرستاد «ميرزا رشيدخان وزير و لله و عاقله حسينقلي خان والي پشت کوه ، با پنجهزار تومان پول نقد و چهار قطار قاطر و شش راس اسب ممتاز بسيارخوب  براي من پيشکش آورده بود ، و ناخوشي را بهانه کرده بود ، و استدعا کرده بود که او را از احضار به اردو معاف بدارم . من فقط يک اسب کرند را قبول کردم ، و به ميرزا رشيدخان گفتم : اين راهم محض اين قبول کردم که والي مايوس نشود. من مثل ساير حکام براي چاپيدن مردم و پول جمع کردن نيامده ام ] ... [  من امروز ،خودم هزار شتر و ششصد قاطر در زير بنه دارم، چشم به چهار قطار قاطر آقاي تو ندوخته ام ] اگر[ نمي تواند شرفياب بشود، عيبي ندارد. چون پيرمرد است نيايد .اما شنيده ام پشت کوه شکارگاه بسيار خوبي است و جاي با صفايي . من پيش او مي آيم ، اما نه به مثل عموهايم با دو نوکر؛ با يکصد هزارقشون ]  بايد[ مهمان پذير باشد». (همان: 597 598 ). ميرزا رشيدخان اوضاع را به وفق مراد نمي ديد و فهميد که ظل السطان درکارخود جدي است دست به کار شد. ميرزا رشيدخان که به قول ظل السطان « خيلي آدم پلتيک دان متقبلي بود» (همان: 598  ) درپي چاره افتاد « زبان به چاپلوسي گشود :والي بنده است ، سگ است ،غلام است ، اورا ترسانده اند مايوس کرده اند از دولت«دو کلمه به خط مبارک مرقوم فرماييد بيايد با زن و بچه » با سر  مي آيد. گفتم : چنين چيزي هم نخواهم نوشت ، مانند عموهايم حرمت خط و مهرخانواده سلطنتي را ، حتي حرمت کلام الله را ، که صدهزار قرآن درخانه لرها به مهر عموهاي من است نخواهم برد .فقط قول مرا کافي ] بدان [ همين که گفتم و همين که شنيدي ،برو به والي بگو» (همان ، 598).

ميرزا رشيد خان بعد از دريافت اين مطالب از حضور شاهزاده مرخص شد و به پشتکوه رفت و به حسين قلي خان گفت که حساب ظل السلطان با بقيه شاهزادگان قاجاري فرق مي کند و اگر رضایت او جلب نشود معلوم نيست عاقبت کار به کجا انجامد. (واليزاده معجزي، 1380: 185).به نظر میرسد ظل السلطان در حمله به پشتکوه جدی بوده است و این مسئله می توانست خطر جدی برای ادامه حکمرانی والی در پشتکوه باشد،اما از بخت خوش والی ظل السلطان در ادامه با مشکلاتي مواجه شد.شورش شيخ عبيدالله درآذربايجان باعث اغتشاش و آشوب درميان سپاهيان او شد. سربازان فوج مراغه از دستورات ظل السلطان سرپيچي کردند ظل السلطان شورش آنها را فرونشاند او سپس با شورش ايلات لرستان مواجه شد.(ظل السلطان ،ج2، 1368 : 615). درهمين بحبوحه بود که حسين قلي خان به کمک ظل السلطان آمد و او را در دفع شورش ايلات ياري نمود و توانست نظر مساعد ظل السلطان را بدست بياورد . و پس از این ماجراها رابطه ظل السلطان با والی به خوبی و گرمی گرایید. حسین قلی خان به تهران رفت و مهمان ظل السلطان شد «به توسط من شرف  اندوز حضور مبارک شد درمدت توقف در طهران من، او هم در عمارت مسعوديه منزل ] کرده [ و مهمان من بود، به يک قبضه شمشير مرصع از درجه سوم و لقب «ايلخاني  طوايف فيلي» و منصب اميرتوماني که آن وقت خيلي منصب بزرگي بود درنظام و درجه بلندي داشت.و لقب فتح السلطنگي به پسرش غلامرضا خان که همراه او بود ، و صارم السلطنگي به خودش از طرف دولت و برقراري ] رئيس [ فوج پشت کوه که سالها بود اخراج شده بود مفتخر و سرافراز شد.». (همان : 625) .

درواقع حسين قلي خان دراين سفر دستاوردهاي مهمي بدست آورد برقراري فوج پشتکوه که پس از مرگ حسن خان والي به علت اغتشاشات ناشي از جانشيني او منحل شده بود يکي از اين دست آوردها بود.در مورد فوج پشتکوه روزنامه ايران درشماره 553  خود که درسال 1884 م منتشر شده مي نويسد «فوج حسينقلي خان والي پشتکوه لرستان جيره و چادر و ملبوس و ساير مايلزم خود را گرفته با فوچ امرائي همه روزه مشغول مشق بوده و مشاق خوبي هم دارند» (روزنامه ايران ،ج 3، 1375 : 2232  ).

در ادامه سفر حسين قلي خان ابوقداره با ظل السلطان عازم اصفهان شد و حدود یکماه درآنجا توقف کرد و در این مدت مير محمدخان ديرک وند رئيس طايفه ديرک وند و ميرتيمور خان سگوند ،به همراه وسي شش نفر از روساي دلفام و سلسله به ضمانت حسین قلی خان آزاد شدند. (همان :625 626 ) ظل السلطان در اثر خودش آورده که والي ضمانت سي و شش هزار نفر از روساي دلفام (دلفان ) و سلسله را کرده که به نظر مي رسد سي و شش نفر صحيح تر باشد نه سي و شش هزار نفر.

در مورد روابط ظل السلطان و حسین قلی خان باید عنوان نمود که این دو در ابتدای امر با دیده شک و تردید به همدیگر می نگریستند و همانگونه که آورده شد نزدیک بو درگیری نیز میان آنها ایجاد شود اما به واقع نیاز این دو را به همدیگر نزدیک نمود. ظل السلطان به والی جهت سرکوب کردن شورشهای منطقه غرب و جنوب غرب نیاز داشت و از طرف دیگر والی نیز به ظل السلطان شاهزاده قاجاری جهت کسب مشروعیت سیاسی نیاز داشت و تایید والی از سوی ظل السلطان به منزله تایید حکومت مرکزی بود.

حسين قلي خان ابوقداره و شورش ها

الف)شورش ايل ديرکوند

درسال 1396 هـ.ق /1888 م ايل ديرکوند در لرستان و خوزستان  سر به شورش نهادند و راههاي منطقه را ناامن کردند. اين امر باعث شد تا حکومت مرکزي به فکرچاره باشد و از حسين قلي خان حاکم مقتدر غرب کشور کمک بخواهد او مامور سرکوب ايل ديرکوند شد «چندين سال بودکه فقط طايفه ديرکوند در راه عربستان مايه شرارت و خسارت و آزار عابرين بودند شاهزاده ضياء الدوله برحسب امور دولت قويشوکت عزم تنبيه آنها را نموده حسينقلي خان والي پشتکوه را مامور کرده بيست و چهار نفر از روساي آنها را که منشأ شرارت بودند ماخوذ داشته و باقي را تنبيه کامل نموده راه عربستان اکنون نهايت امنيت را حاصل  کرده » (روزنامه ايران، ج4،1376 : 2712 ).

ايل ديرکوند يکي از ايلات قدرتمند درلرستان بود به همين جهت پس از چند سال دوباره درمنطقه ايجاد نا امني کردند و در سال 1310 هـ.ق /1892 م اين ايل دوباره سر به شورش نهادند . درنامه ای به تاریخ شعبان 1310 هـ.ق ناصرا لدين شاه به حسين قلي خان صارم السلطنه ( اميرتومان )فرمان داد تا طايفه ديرکوند به پشتکوه و بختياري و جاهاي ديگر کوچانده و طايفه جودکي به جاي آنها اسکان داده شود. (اسناد علاء الدوله وحشمت الدوله ، بي تا: 259 - 260). حسين قلي خان ابوقداره نيز برحسب وظيفه مامور سرکوب آنها شد . درآن زمان در لرستان حشمت الدوله حکومت مي کرد او از شاهزادگان قاجاري بود. حشمت الدوله با والي به علت خدمات والی به وی و حکومت قاجار رابطه نزديکي داشت و از دولت مرکزي براي او تقاضاي لقب کرده بود «برحسب استدعاي شاهزاده حشمه الدوله حسيقلي خان صارم السلطنه والي پشتکوه لرستان از طرف دولت خطاب جنابي مخاطب و غلامرضا خان ميرپنجه پسرمعزي اليه فتح السطنه ملقب گرديدند. فوج پشتکوهي جمعي فتح السلطنه چند روز يست بخرم آباد وارد و حاضر خدمت شده اند» (روزنامه ايران ، ج 4 ،1376 :3267).

به هرحال حسين قلي خان ابوقداره به همراه حشمت الدوله مامورسرکوب ايل ديرکوند شدند «حسينقلي خان صارم السلطنه والي  پشتکوه لرستان نيز با قشون و سواره ابوابجمعي خود درمعيت شاهزاده معزي اليه بود بعضي سارقين و اشرار طايفه ديرکوند را که موجب اغتشاش و بي نظمي طرق و شوارع آنحدود بودند و هر وقت از طرف حکومت اراده اخذ و استيصال آنها مي شد بقلل و جبال و بيغوله ها فرار مي نمودند همه را دستگير و هريک از مستوجب سياست و تنبيه بودند تنبيه و سياست نموده ] .. [ و فتنه سارقين و اشرار طايفه مزبوره بالمره مرفوع و منقطع گرديد» (همان :3323).

درکتاب شرح رجال ايران آمده که « در 1865 ديرکوندها ياغي شدند و به همسايگان خود تعدي و تجاوز روا ميداشتند دراين سال ابتدا با افراد و سواران خود (حسين قلي خان ) با تجهيزاتي براي قلع و قمع آنان عازم شد و چون فتح نمود پسرش ملقب به فتح السلطان گرديد». (بامداد ، ج 5 ، 1350 : 89 ). به نظر مي آید در اینجا مهدی بامداد اشتباه کرده است زیرا شورش و سرکوب ديرکوندها و اعطای لقب فتح السلطان به غلامرضا خان پسر حسين قلي خان درسال 1865 نبوده بلکه براساس نوشته روزنامه ايران غلامرضا خان به خاطر سرکوب دیرکوندها در سال 1893 م به اين لقب مفتخر شده است و به نظر اين تاريخ صحيح تر مي باشد.

حشمت الدوله با حسين قلي خان رابطه بسيار خوبي داشت. اين رابطه با ازدواج واليه خانم اقدس الدوله دختر حشمت الدوله با غلامرضا خان پسر حسين قلي خان مستحکم تر شد. (معجزي ، 1380 :111)

حشمت الدوله بارديگر درسال 1314 هـ.ق/1896م تقاضاي لقب و امتياز را براي والي نمود «به استدعاي حشمت الدوله ،يک ثوب سرداري ترمه شمسه ي مرصع درباره ي حسين قلي خان صارم السلطنه ،سردار،حاکم دائمي پشتکوه ولرستان مرحمت شد». (افضل الملک ،1361 : 99). دراين سال غلامرضا خان به دليل خدماتش نيابت پشتکوه و پيشکوه به او داده شد«فرمان همايون مبني بر نصب فتح السلطنه پسرصارم السلطنه سردار والي پشتکوه بنيانت تمام پيشکوه و پشتکوه لرستان صادر و با يکثوب سرداري ترمه کشميري خلعت خسرواني با افتخار مشاراليه بتوسط محمد قليخان پيشخدمت حضور ارسال و روانه پشتکوه گرديد »(روزنامه ايران ،ج 5، 1378 : 3748).

آنچه مشخص است شورش ديرکوندها براي حکومت مرکزي يک مسئله مهم بود. این ایل توانسته بود در راههای لرستان و خوزستان ایجاد ناامنی کند و این امر طبیعتا بر اقتصاد منطقه و کشور تاثیر منفی داشت . والي پشتکوه  درسرکوبي اين شورش نقش مهمي داشت و دراعطاي القاب و امتيازات به والي و پسرش مي توان به اهميت اين موضوع براي حکومت مرکزي پي برد. درواقع شورش ديرکوند ها خارج از حوزه نفوذ والي پشتکوه بود اما حسين قلي خان بنابر تقاضاي شاهزادگان قاجاري درلرستان و همچنين حکومت مرکزي دست به سرکوب اين شورش ها زد.

 ب)شورش سگوندها

سگوندها از ايلات لرستان بودند.آنها در دزفول ايجاد ناامني و اغتشاش مي کردند.حسين قلي خان بار ديگرخارج از مرزهاي خود به مقابله با شورشيان و عوامل ايجاد ناامني درمنطقه پرداخت . دومرگان درسفرنامه خود درمورد حمله حسين قلي خان به سگوندها توضيحاتي داده است .ساکي نيز تقريباً همان نقل قول را مي آورد «والي پشتکوه چند بار مامور جنگ با طايفه سگوند و ساير طوايف جسور پيشکوه شده و با کمک قواي دولت و حاکم خرم آباد آنانرا محاصره وتنبيه کرده است. در يکي از اين جنگها ] ....[ وي با نيروي 300 نفري خود آنانرا که به تازگي شهر دزفول را غارت کرده بودند درحوالي رودخانه کرخه محاصره کرد. چادرهاي طايفه سگوند درطرف چپ رودخانه مستقرگشته و والي ناچار بود ازرودخانه عبور و آنانرا غافلگير کند. رئيس طايفه عمله شوش که ايل سگوند اموالش را تاراج کرده بودند راهنمائي قوا را بعهده داشت والي براي گذشتن از کرخه وي را مامور بررسي وضع گدار نمود او يک روز بعد که بازگشت ، بي مطالعه کافي جواب داد که براي عبور لشکر مناسب است و قوا به حرکت درآمد و نيمه شب که قصد عبور از رودخانه کردند بيشتر افراد به واسطه عمق بستر در رودخانه غلطيده و با زحمت بسيار بيرون آمدند.قواي سرمازده والي ناچار درهمانجا چون براي گرم کردن خود آتش افروختند، سگوندها متوجه گشته و همان شبانه با بار و بنه خود از دسترس والي دور شده به طوايف ديگر پناه بردند». (ساکي ،1343 : 314 ) با آنکه ميان والي و ايل سگوند درگيري ايجاد نشد اما اين ايل به دلیل آنکه والی را در مواجه با خود جدی دیده بودند ديگر به اغتشاش نپرداختند .اين حادثه در سال1309 هـ.ق / 1891 م رخ داد .قبل از آن نيز در زمان حکومت ظل السلطان بيرانوندها و سگوندها عليه ظل السلطان شورش کرده بودند که حسين  قلي خان به کمک ظل السلطان رفته بود «او نيز دراين قرارداد ها خيلي خدمات کرد» (ظل السلطان ،ج2، 1368 :616).

ج)اعراب بني لام

اعراب بني لام از طوايف معروف عرب هستند که در عراق و درمرزهاي جنوبي پشتکوه مستقر بودند. اين اعراب همواره به مرزهاي پشتکوه دست اندازي مي کردند و عامل ناامني درمنطقه بودند آنها هر موقع که والي در پشتکوه ضعف نشان مي داد به شدت  اوضاع را ناامن مي کردند.

اعراب بنی لام در زمان اغتشاشات پس از مرگ حسن خان منطقه را ناامن کرده بودند. اين اعراب درزمان حکومت عباس قلي خان از ضعف او استفاده کرده و در نواحي مرزي اغتشاش ايجاد مي کردند .عباس قلي خان درنامه اي راجع به اوضاع پشتکوه مي نويسد : «اعراب بني لام همه آمده اند درخاک پشتکوه منزل گرفته اند و هرزگي مي نمايند، بنده هم قوه آن ندارم که آن ها رابيرون نمايم ». (مرکز اسناد و خدمات پژوهشي وزارت امورخارجه ، 1279 1280 : ش47).

اين اغتشاشات تا به حکومت رسيدن حسين قلي خان ادامه داشت. او که والي بسيار مقتدري بود درصدد پايان دادن به اين ناامني ها بود .«در بين واليان حسينقلي خان شخصي بسيار رشيد وشجاع بود که شخصاً سرکردگي تفنگچيان و افراد محلي را عهده دار و کراراً طوايف اعراب را که براي تخطي و دست برد به ايران آمده بودند تا کرانه دجله عقب رانده از آنها تلفات و غنايم بسياري  گرفته است و از اين رو است که دربين النهرين حسينقلي خان باسم ابوقداره معروف شده » (رزم آرا، 1320 : 107 ). اعراب کراراً مورد حملات حسين قلي خان قرار مي گرفتند «دشمنان سرسخت او عربهاي بني لام مي باشند که از اتباع ترکيه اند» . (کرزن ، ج 2 ، 1367 : 337 ).

آنچه مسلم است اين اعراب همواره در مرزها ايجاد ناامني مي کردند. دمرگان مي گويد از والي تقاضاي سفر به کوهستانهاي جنوب را داشتم که والي درجواب او گفت:  «لطف کنيد و تقاضاي اين مسافرت را ننماييد ،من در اين سمت با اعراب بني لام درجنگم و نمي توانم بشما تامين دهم . مطمئن باشيد از آن بسلامت باز نخواهيد گشت .». (دومرگان ، ج 1 ،بي تا: 26).

در واقع مهمترين دليل اختلاف ميان اعراب  بني لام و واليان پشتکوه بر سر مراتعي بود که درمرزها قرارداشتند .اعراب بني لام قصد تصرف اين مراتع و استفاده از آنها را داشتند اين امر به دلیل آنکه اقتصاد مردم پشتکوه مبتنی بر شبانکارگی بود بدون واکنش عشاير پشتکوه باقي نمي ماند و باعث دخالت واليان به نفع عشاير پشتکوه مي شد. استفاده از مراتع مرزي يکي از موارد اختلاف ميان ايران و عثماني بود. اين اختلاف پيوسته در زمان حکومت صفويه و سپس دردوره قاجاريه درسراسر مرز ايران وعثماني وجود داشت.

د) حسين قلي خان و درگيري هاي ديگر

حسين قلي خان والي نقش فعالي در منازعات منطقه اي داشت. در واقع کمتر درگیری در منطقه وجود داشت  که رد پايي از حسين قلي خان در آن نباشد .دراين منازعات حسين قلي خان هم منافع خود و هم منافع دولت مرکزي را تامين مي کرد.

زمانيکه ظل  السلطان درغرب کشور حاکميت داشت ، درکرمانشاه ناآرامي هايي بوجود آمد که ناصرالملک درآنجا مامور سرکوب اين ناآرامي بود. از آنجايي که ناصرالملک نمي توانست به تنهايي اين کار را انجام بدهد از ظل السلطان تقاضاي کمک کرد. حسين قلي خان به دستورظل السلطان با دو هزار سوار و پياده به کمک ناصرالملک براي سرکوبي ناآرامني ها رفت. (ظل السلطان ، ج2، 1368 : 634) که درسرکوب اين ناآرامي ها نيز موفق عمل کرد.

اعراب بني طرف يکي ديگر از طوايف عرب بودند که در هويزه ساکن بودند که والي به جنگ آنها رفت . «آنان قصد جدايي از منطقه را داشتند،ولي حسين قلي خان در بيشتر جنگها خود فرماندهي برعهده داشت و شخصاً درجنگ شرکت مي کرد». (راد،1374 :224 ) دراين جنگ نيز والي موفق عمل نمود و اعراب بني طرف را سرکوب کرد.

حسين قلي خان «در اواخر عمر بر سر ناحيه ي هليلان و طرهان بين او و نظر علي خان طرهاني، از مشهورترين روساي طوايف لرستان که درپيشکوه اقامت داشت زد و خوردهاي شديدي روي داد». (همان: 221 ). درهمين مورد ساکي مي نويسد که «حسين قلي خان براي پسران خود عليرضا خان صيمره و هليلان را با نام خريدن تصاحب و قسمتي از پيشکوه  را تاطرهان ا ز آن منطقه جدا کرده و بسياري از اوقات جهت تنبيه مخالفان خويش و يا هوسهاي ديگري که در سرداشت تا نزديکي خرم آباد پيش مي آمد. قواي او شبيه به قواي دولتي و داراي نظم و ترتيب خاصي بود» . (ساکي،1343 :314-315) .

حسين قلي خان مقتدرترين حاکم غرب کشور بود. او علاوه بر پشتکوه در پيشکوه و شمال خوزستان و حتي در کرمانشاه نفوذ قابل اعتباري داشت ، «صارم السطنه از شجاعان روزگار و درلرستان مردي با اقتدار است . حشم و خدم بسيار دارد .ايلات لرستان تمام تابع فرمان و امر او هستند». (افضل الملک ، 1361 : 199) قدرت حسين قلي خان درآن زمان مشهور بود. «اين آخرين بقاياي ملوک الطوايفي ايران است که هرچند بخش هاي لرستان که درسمت چپ سيمره واقعند ازآن جدا شده و لرستان در نظر بوميان چندان شهرت و قدرتي بزرگ ندارد. بهنگام عبور از کوههاي لرستان از هر کس بپرسم که از اين کوهها که چون ديواره اي جلوي افق برافراشته شده اند کدامند با احترام زيادي پاسخ مي شنويم «مال والي» «ملک والي است» ». (دومرگان ، ج 1 ،بي تا: 240)

به هرحال حسين قلي خان توانست با اقتدار کامل در منطقه حکومت کند و مردم همسايه پشتکوه به او با ديده ترس و احترام نگاه مي کردند. همانگونه که آورده شد بیشتر شورشها و درگیری هایی که والی با آنها مواجه بود خارج از مرزهای پشتکوه بود. در زمان والیگری حسین قلی خان منابع از شورشها در قلمرو وی یعنی در پشتکوه اطلاعی بدست نمی دهند و به نظر می رسد به علت اقتدار و سختگیری حسین قلی خان پشتکوه در آرامش کامل به سر برده و مردم جرات و توان شورشی نداشتند.به واقع می توان گفت حسین قلی خان ابو قداره بیشتر نقش ژاندارم منطقه غرب و جنوب غرب را داشت و به هنگامیکه شورش و یاغیگری در جهت تضعیف حکومت مرکزی و یا در جت ناامن کردن منطقه رخ می داد وی سریعا وارد عمل می شد و همانگونه که آورده شد وی در تمام این منازعات نیز موفق عمل می کرد.

حسين قلي خان ابوقداره و عثمانيها

مرزهاي ايران و عثماني همواره ناآرام بود. اين ناآراميها از زمان صفويه شروع شد و تا پايان قاجاريه نيز ادامه پيدا کرد. پشتکوه در مرز ايران وعثماني قرارداشت و معادن نمک ،مراتع و همچنين رودخانه کنجان چم که به داخل خاک عثماني مي ريخت از موارد اختلاف ميان واليان پشتکوه با عثمانيها بود.حسين قلي خان «در اوايل حکومتش با دولت عثماني درمنطقه ي باقساي(باغ شاهي ) که جزو قلمرو عراق بود درگير شد و توانست منطقه ي باغ شاهي را به قلمرو خود بيفزايد و آن را ضميمه خاک پشتکوه کند» (راد، 1374: 218). منطقه باغ شاهي درمرز پشتکوه با عراق و دربين زرباطيه و علي غربي قراردارد.[1]

حسين قلي خان درمرزها هميشه با اقتدار کامل عمل مي کرد«اختلافات مرزي درعهد وي شديد بوده والي پيوسته با اعراب درحال جنگ و مکرر آنانرا تا کرانه دجله عقب رانده است و بارها موفق به گرفتن غنايمي از اين قوم گشته است. » (ساکي، 1343 :310)

کرزن معتقد است يکي ازدلايل اختلافات با  عثماني دستبردهاي والي به آنجا است «وي از راه کوت العماره با بغداد خريد و فروش مي کند و به خاک عثماني دستبرد مي زند و اين موضوع سبب دائمي اختلاف ايران و عثماني است ] ....[ وي برجسته ترين سرکرده زنده مرزي است و مي گويند قادر است 30000 سرباز بسيج کند». (کرزن،ج2، 1367 :337).

در تايخ 12 شعبان 1305 ه.ق سفارت عثماني به وزارت خارجه ايران در مورد حملات و اقدامات حسين قلي خان اعتراض مي کند در اين اعتراض سفير عثماني چنين آمده است:«از قراري که به اطلاع ولايت جلييه بغداد رسيده است، حسين قلي خان والي پشت کوه رعايت به قاعده اسطاطوقو نکرده، باز تجاوز به اراضي سيد حسن کرده است و زارع فرستاده که آنجا را زراعت کنند، که مشيري اردوي ششم بر حسب تکليف ناچار است در مقام منع و طرد حسين قلي خان و زارعين برآيد [...] جاي تأسف است که حسين قلي خان سال ها است در آن حدود مرتکب اين حرکات خودسرانه است و هنوز کارگزاران دولت عليه ايران او را ممنوع نداشته اند، زياد زحمت چه زحمت دهد. في 12 شعبان سنه 1305»(گزيده اسناد سياسي ايران و عثماني دوره قاجاريه،ج 2،323:1369). اما به نظر می رسد که این اعتراض سفارت عثمانی به جا نبوده زیرا اراضی سید حسن قسمتی از خاک پشتکوه بود و فرستادن زارع به آنجااز سوی والی نبز نمی تواند تجاوز محسوب شود.

به هرحال والي همانگونه که در سرکوب شورشهاي داخلي موفق عمل مي کرد در دفاع از مرزهاي ايران با عثماني نيز موفق بود . «اختلافات مرزي در زمان حسين قلي خان والي بشدت خود رسيد چه در موقع بدست آمدن محصول عثمانيها به ايران تجاوز كرده محصول رعايا را مورد تخطي و غارت قرار مي داند.» (رزم آرا، 1320 : 105)

پشتكوه در زمان واليان يكي از مناطقي بود كه همواره توسط واليان از تجاوزات خارجي محافظت مي شد. دولت مركزي كمترين دخالت را در امور مرزي اين منطقه داشت «در مدت تصدي آنها ايران كوچكترين ارتش يا قوايي در نواحي پشتكوه دارا نبوده و فقظ جديت و فداكاري اين اشخاص بود كه مرزهاي ايراني را محفوظ از هر گونه تجاوزي باشديدترين اسلوب جلوگيري نموده اند.» (همان : 107).

به هر حال  اين امر از چشم حكومت مركزي نيز دور نبوده است و حكومت مركزي هميشه از خدمات واليان قدرداني مي كرده است و در طول حكومت واليان شاهد هيچگونه درگيري ميان حكومت مركزي و واليان با همديگر نيستیم شايد مهمترين دليل آن همان مرزداري واليان بوده است كه حكومت مركزي را از داشتن يك نيروي دائمي در اين منطقه معاف كرده بود. ناصرالدين شاه در نامه اي از حسينقلي خان اظهار خرسندي مي كند به خاطر خدمات او در سرحدات پشتكوه و بر مراقبت كامل از سر حدات وزير نظر گرفتن عمال عثماني تاكيد مي كند.(اسناد علاء الدوله و حشمت الدوله ، بی تا: 462).

در مورد درگيري هاي مرزي با عثماني همانطور که آمداينگونه نبود كه حسين قلي خان منتظر حملات آنها باشد و فقط آنها را دفع كند و در مواردي او به شدت به خاك عثماني حمله مي كرد. در نامه اي ميرزا حسين خان سپهسالار به ناصر الدين شاه در مورد حملات حسين قلي خان به خاک عثماني آورده است که تلگرافي از عاكف پاشا والي جديد بغداد به دست او رسيده که از حسين قلي خان به شدت شکايت کرده است و نوشته که هنوز خسارات ناشي از حمله اوليه والي مرمت نشده است که او بار ديگر به خاک عثماني تجاوز نموده و عشاير آنجا را غارت کرده است. والي بغداد در آخر تهديد كرده که منتظر جواب مي ماند اگر نتيجه اي حاصل نشد مامورين عثماني را براي حمله به خاک ايران آزاد مي گذارد.سپهسالار به ناصرالدين شاه پيشنهاد مي کند زماني که حشمت الدوله از خرمشهر به خرم آباد مي رود از او بخواهد جهت رسيدگي به اوضاع پشتکوه به آنجا برود.(بي نام، 1372: 245- 246). حسين قلي خان يكي از مهمترين مرزداران ايران بود كه همانطور كه عنوان شد عثمانيها رابه ستوه آورده بود.عشاير منطقه مهمترين نيروي واليان براي دفع تجاوزات عثمانيها محسوب مي شدند. عشاير با توجه به آنكه با تجاوزات عثماني ها منافع خودشان نيز در خطر مي افتاد مجبور به دفاع مي شدند

رابطه حسين قلي خان با حكومت مركزي

حسين قلي خان توانست با بركناري عباسقلي خان به مقام واليگري در پشتكوه برسد. حكومت مركزي ابتدا از تاييد حسين قلي خان خودداري كرد اما هم به دليل قدرت حسين قلي خان و هم موافقت معتمد الدوله شاهزاده قاجاري در لرستان وی مورد تاييد حكومت مركزي قرار گرفت.

حسين قلي خان مقارن با حكومت ناصرالدين شاه قاجار بود. اين شاه قاجاري را مي توان مقتدرترين شاه قاجار در عرصه داخلي ناميد. او تا جايي كه مي توانست به گسترش حكومت مركزي پرداخت. حسين قلي خان نيز از بانفوذترين واليان پشتكوه بود. و تا حد امكان از دخالت حكومت مركزي در امورش جلوگيري مي كرد. او بيش از ديگر اتباع شاه  به استثناي امير قائن استقلال عمل داشت.(كرزن، ج2، 1367: 336)

ناصرالدين شاه زياد به حسين قلي خان اعتماد نداشت و به همين خاطر به ظل السلطان دستور داد او را به تهران بياورد. با انتصاب ظل السطان به حکومت غرب كشور او ابتدا نسبت به والي اعتماد نداشت. پس از مدتي همانطور كه آورده شد والي در سركوب شورشها وی را ياري نمود اين امر باعث جلب اعتماد ظل السلطان شد. والي و پسرش غلامرضا خان همراه ظل السلطان به تهران رفتند كه مورد لطف ناصرالدين شاه قرار گرفتند و از شاه القاب وامتيازاتي دريافت كردند.

ناصرالدين شاه همواره از نقش حساس حسين قلي خان در منطقه آگاه بود چه در دفع متجاوزان داخلي و چه متجاوزان خارجي و به همين خاطر از وي سپاسگذار بود. حسين قلي خان «با آنكه هر گونه استعداد دارد، هميشه خدمتگذار و جان نثار دولت است. اگر واليان بروجرد و لرستان به او روي نكنند، وي ماليات ديوان را به سهولت مي پردازد و از خدمت تصاعد نمي ورزد.». (افضل الملك،1361: 199)

پس از ظل السلطان حاكم مقتدر غرب كشور حسين قلي خان دوباره با استقلال كامل به امر حكومت پرداخت. پشتكوه اسما جزو امپراطوري شاه محسوب مي شد اما عملا مستقل بود و مالياتي نمي پرداخت. البته اين به آن معنا نبود كه والي از حكومت مرکزي اطاعت نمي كرد، بلکه او مواظب بود كه ماموران دولت مرکزي به قلمرو او نفوذ نكنند. بعضي مواقع نيز ماموري با هدايا و نامه براي والي به پشتكوه مي رفت که از اين مامور بد پذيرايي  نمي شد، منتهي بقدري مشكلات طبيعي كوهستانها جلوي پاي او گذارده مي شد و افراد والي عمداًراههاي صعب العبور و پرتگاهها و نواحي  خشك را پيش پاي او مي گذاشتند تا این مامور در بازگشت اعمال قدرت بر منطقه پشتکوه رابيهوده نشان دهد.(دو مرگان، ج 1 ،بي تا: 223)

به هر حال در دوره حسين قلي خان ابوقداره حكومت مركزي كمترين نفوذ را در منطقه پشتكوه اعمال مي كرد. به دليل آنكه والي منافع حكومت مركزي را در مرزها و همچنين ناآراميهاي داخلي تامين مي كرد حكومت مركزي نيز زياد بر والي فشار نمي آورد.

حسين قلي خان نسبت به آمدن اتباع بيگانه به منطقه خود بد گمان بود چون مي پنداشت آنها براي محدود كردن استقلال او آمده اند و همچنين آنها ممكن است جاسوس دولت مركزي باشند. وی که از آزادي و استقلال برخوردار بود از نفوذ خارجيان به منطقه خود مي ترسيد و تا جايي که مي توانست كوهها و تنگه هاي پشتکوه را بر روي اتباع عثماني و ايران و كليه مسافريني كه به آنها سوء ظن داشت مي بست .(همان: 223)

حسين قلي خان هم عصر با ناصرالدين شاه و مظفر الدين شاه بود. در كتاب منتظم ناصري اسم حسين قلي خان والي پشتكوه جزو سر تيپان دوم كشور آمده است . (اعتماد السلطنه ، ج3، 1367: 2071) حسين قلي خان از طرف حكومت مركزي به القابي چون: صارم السلطنه، سردار اشرف و امير توماني در ارتش ايران و گرفتن شمشير جواهر از ظل السلطان نايل آمد. در تمام دوران حکومت حسین قلی خان ابوقداره هیچگونه تنشی بین والی و حکومت مرکزی بوجود نیامد . گرچه می توان یک نوع سیاست بی اعتمادی را از دو طرف نسبت به یکدیگر مشاهده نمود اما به دلیل نیاز متقابل دو طرف به هم این بی اعتمادی به درگیری منجر نشد. والی همواره در راستای منافع دولت مرکزی حرکت می کرد.

وجه تسمیه ابوقداره

حسين قلي خان مشهور به ابوقداره بود. براي اين لقب او دلايل زيادي آمده است. از دلايلي كه براي اين لقب مي آورند  به معناي قوه و قدرت ، پدر شمشير از آن ياد شده است. «برخي مي گويند [....] در زمان عثماني هاي تعدادي از اعراب مرز ايران در چنگوله حمله كرده اند كه بوسيله حسين قلي خان دستگير و گوش آنها را بر يده و سپس آزاد كرد تا قدرت والي به حكام بغداد برسد لقب ابوقداره گرفت.عليرغم صحت مطلب و حادثه گوش بري مهاجهان عثماني اما بعيد به نظر مي رسد كه به همان علت چنين لقبي گرفته بود. » (خيتال، 1369: 138)

در واقع مهمترين دليلي كه براي نامگذاري حسين قلي خان به ابوقداره آورده شده سركوب اعراب مرز بوده است ناصر راد معتقد است كه حسين قلي خان در جنگ با عربهاي بني طرف از سوي آنها اين لقب به او داده شد. (راد ، 1374 : 224) .رزم آرا مي گويد: «طوايف اعراب را كه براي تخطي و دست برد به ايران آمده بودند تا كرانه دجله عقب رانده از آنها تلفات و غنايم بسياري گرفته است و از آن رو است كه در بين النهرين حسين قلي خان باسم ابوقداره معروف شده و همين اسم فاميلي براي فخر و مباهات در بين واليان و خانواده آنها تا اواخر باقي بود.» (رزم آرا، 1320 :107). ظل السلطان معتقد است كه عربهاي بني لام اين لقب را به او داده اند.«والي پشت كوه، حسين قلي خان ابوقداره اعراب عراق عرب و طايفه بني لام، چون اين والي و كسانش خيلي در آنجاها دزدي مي كردند و اذيت به آنها او را ملقب به «ابوقداره و ابوسيف» كرده بودند يعني صاحب شمشير و صاحب قداره». (ظل السلطان ، ج2 ،1368: 625). خيتال معتقد است كه «لقب ابوقداره كه به حسين قلي خان داده بودند بعلت اينكه نيزه اي يا دشنه اي (بزرگتر از چاقو و كوتاهتر از شمشير) كه داشت در اكثر مراسم حمل مي كرد و در زبان عربي بنام غداره معروف بوده كه بمرور زمان حرف (غ) به (ق) مبدل شده است و به ابوقداره معروف شده است.و يا اينکه  در زمان خود تفنگي داشت از تفنگهاي دست پر که درقديم معمول بوده که اعراب آن را غداره مي خواندند مشهور شده بود به مرور ايام به (ابوقداره ) مبدل شده است، که دو راي اخير نزديکتر به حقيقت اين لقب از ديگر اراء مي باشد» (خيتال، 1369: 139).

آنچه که مشخص است ابوقداره يک کلمه عربي است. به نظر مي رسد به دليل حملات سخت حسين قلي خان به اعراب مرزي و به دليل وحشتي که از او داشتند به او اين لقب را داده اند. و منابع هر يک به طريقي به اين مسئله اشاره کرده اند. حتی امروزه در میان کهنسالان و پیران منطقه ایلام یاد و خاطره سختگیریهای حسین قلی خان نسبت به اعراب باقی مانده است . آنگونه که منابع شفاهی به ما می گویند حسین قلی خان در هنگام حمله به اعراب مرزی برای تنبیه این اعراب اقدام به بریدن گوشهای آنها نموده است ، و مدتی در عراق افراد زیادی بودند که با یک گوش بریده شده در میان جامعه ظاهر می شدند. این سختگیریهای حسین قلی خان در آن زمان زبانزد شده بود و این امر می تواند در تایید منابع مکتوبی باشد که علت لقب ابوقداره را سختگیریهای وی به نسبت به اعراب دانسته اند.

نگاهی به زندگي حسين قلي خان

مهدي بامداد در کتاب شرح حال رجال ايران درمورد حسين قلي خان به نقل از رابينو آورده است که حسين قلي خان فصل تابستان رادر ده بالا مي گذراند و در آنجا قصري براي خود ساخته بود  که هم نشيمن تابستاني و هم قلعه نظاميش بود. در خارج از قلعه باغي احداث کرده بود. او فصل زمستان در حسينيه اقامت مي کرد. در آنجا نيز ابوقداره درکنار رودخانه کنجان چم عمارتي و باغي براي خود احداث کرده بود. افراد مسلح تابع او که بالغ بر دو هزار نفر بودند به آنها عمله گفته مي شد. اينها به خوبي مجهز و مسلح بودند. (بامداد ، ج 5 ، 1350 : 89).

دومرگان مي نویسد که همسايگان والي از اينکه کسي به ديدار او برود ناراضي بودند و تا حد امکان از اين کار ممانعت به عمل مي آوردند« بهنگام ترک نواحي ايران ، من بهيچکس نگفتم که قصد سياحت پشتکوه را دارم، زيرا درآنصورت کوشش مي شد مرا از آن منصرف کنند، يا بدتر از آن ممانعتم نمايند. از اينرو بي اطلاع بدون معرفي نامه براي رئيس کل (خان بزرگ ) نزد او شدم.

حسينقلي خان ، سلطاني کوچک و حاکم مطلق کوهستانهاي خويش است.او لفظاً مورد احترام کامل ايرانيان است، اما مايل نيست که نه آنها و نه اروپاييان نزد او آيند، او نمي خواهد که آرامش و سکوتش را بهم زنند» . (دومرگان ، همان: 25) دراين مورد که والي از ورود افراد بيگانه به محدوده خود ناراضي بود قبلاً توضيح داده شد.

لرد کرزن درمورد حسينقلي خان چنين مي نويسد «اقامتگاه تابستاني او بالا ده (ده بالا) در دره اي دور جدا افتاده است که به آساني قابل رسوخ نيست و با چند نفرنيک قابل دفاع است و آن در دامنه کوه بلندي بنام منشت کوه واقع است.

دراين محل به سال 1888 سروان مونسل او را ملاقات و مشاهده کرد که والي درقلعه مکعبي مسکن دارد که سخت سنگربندي شده است و پيداست که آنجا را براي موضع دفاعي ساخته اند، ولي درداخل آن حياط و اطاق با وسايل تجملي و اسباب اروپائي بوده است .افراد او در حدود 2500 نفر در چادرها و سايبانها مستقر بودند و لشکريانش مشتمل بر 700 سوار و 2000 پياده که با تفنگ هائي که از خاک عثماني غارت شده بود مجهز بودند» (کرزن،ج2، 1367 : 336 337).

حسينقلي خان بسيار با هيبت بوده است و اين را از توضيحات سياحان آن دوره مي توان فهميد .حاج سياح مي گويد «سراپرده بزرگي از سياه چادر، بيروني داشت و چادرهاي ديگر اندروني داشت چون من قدري آسوده شدم بچادر من آمد، بسيار با شکوه ، ريش بلند سياه انبوه ، قدبلند و سينه پهن و انگشتان فراخ درشت ، با مهابت و سطوت بود». (حاج سياح ،2536 : 226).

دومرگان درتوصيف چگونگي زندگي والي و اتباع او چنين مي آورد «در فرود از انجيرکوه ما بشهر کوچ نشين والي حسينقلي خان مي رسيم. گويي هزار يا هزار و پانصد چادر در اطراف چادر ارباب جمع آمده است . هر يک از آنها بتوسط کومه مجاور استقرار يافته و در دره هاي کوچک متفرق اند. آدمهائي که ساکن اين چادرهايند، خدمه و سربازان خان اند و از ايلات مختلفي که درقلمرو او زندگي مي کنند مي باشند. تمامي اين جمعيت با رئيسش يکجا جابجا شده و بيش از 15 روز دريک محل نمي ماند و اين درست مدت زماني است که براي خوردن علف ها بتوسط گوسفندان و اسبها و حيوانات بسيار پرشمار که همه جا شهر چادرها را دنبال مي کنند لازم مي باشد.

بمحض ورود والي خبردار ساختم که مايل به زيارت اويم ] ... [ پيرمردي است بلند بالا با چهره اي سخت و بيرحم ، ريش بلند و برنگ سياه مثل موهايش دارد. خود را بي اعتماد نشان مي دهد و مي ترسد مبادا ما فقط براي مطالعه منطقه او و تهيه گزارش بدولت ايران آمده باشم. معهذا عليرغم ترسها و پذيرائي سردش مانع بازديد قلمروش نمي گردد ليکن ما را با آدمهاي خود همراه مي سازد». (دومرگان ، 1339: 241و 242).

حسينقلي به مانند رئيس يک ايل عشايري عمل مي کرد و همواره با عشاير خود ييلاق و قشلاق مي کرد. او پس از مدتي ساختمانهايي را براي خود ساخت . دومرگان درمورد ييلاق و قشلاق والي مي نويسد «والي حسينقلي خان هرسال ماههاي عمده زمستان را درقصر حسينيه خود مي گذارند . بعلاوه او از اين بابت که هرچه بتواند آنرا زيبا مي کند بخود مي بالد سپس هنگاميکه برفها در دشت غلام ذوب گردند چادرخود را درآنجا برميافرازد و در شهري واقعي از خانه هاي متحرک خدمه خود محصور مي گردد.» (همان:245).

حاج سياح از شدت عمل حسين قلي خان بشدت انتقاد مي کند و معتقد است که او به مردم منطقه ظلم روا مي دارد چيزي که اکثر کساني که به منطقه پشتکوه رفته اند آن را تاييد کرده اند.حاج سياح از کمک حسين قلي خان به سادات و طلاب مي گويد « اين والي که با اين نحو که از مردم مي گيرد ،بسيار است که از سادات و طلاب از کربلا و نجف خصوصاً ازآن رنود که از هرجا دخل مي برند بنزد او آمده اظهارحاجت مي کنند بايشان بذل مي کند، شايد براي اشتهار و تمجيد علما و عتبات باشد». (حاج سياح ،2536 : 227).

حسين قلي خان زن و اولاد متعددي داشته است «والي عيال متعددي داشت حتي گفتند دو خواهر را با هم درنکاح دارد و گفته «اين عيبي نداردشاه هم اين کار  را کرده » براي پسر بزرگش ازشاهزادگان (برادر زاده شاهزاده حشمه الدوله ) راتزويج کرده » (همان: 227). به نظر مي رسد که زن غلامرضا خان پسربزرگ والي دختر حشمت الدوله بوده نه برادر زاده او همانگونه که آورده شد.

ناصر راد در مورد همسران و فرزندان والي مي نويسد «حسين قلي خان والي همسران متعدد داشت که عبارت بودند از: ملک زاده و حميده فرزندان لطفعلي خان بالاوند که هر دو خواهر بودند،هکوم از طايفه کثير عرب درمنطقه ي دزفول، نازاره فرزند حاتم بگ طايفه جودکي و حجيه فرزند محمد شريف از طايفه عرب در زرواتيه ، فرزندان وي غلامرضا خان وعليرضا خان بودند. درزمان حيات حسيقلي خان عليرضا خان حکومت هليلان و زردلان را به عهده داشت مادر غلامرضا خان نازاره و مادر عليرضا خان ملک زاده بود. همسران ديگر حسين قلي خان بچه دار نشدند». (راد، 1374 : 224 225).

کرزن مي نويسد که «فرزندش رضا قلي خان که 27 سال دارد درقشون ايران سرتيپ است و او را مدتي ظل السلطان گروگان پدرش در اصفهان نگاه داشته بود. جواني خوش سيماست و شکارچي ماهري است و مي گويند مثل پدرش ظالم و خشن نيست» (کرزن، همان : 337)منظور کرزن از رضاقلي خان همان عليرضا خان است که حاج سياح نيز در مورد شجاعت او تعريف کرده است .(حاج سياح،2536 : 227).

حسين قلي خان که مرکز حکومتش ده بالا بود اسم آن را تغييرداد و آن را حسين آباد ناميد. درمورد کارهاي عمراني او در سنگ نوشته تخت خان آمده است «والي مرحوم ابنيه ي متعدد بنا نهاد از جمله قلعه ،باغ،کاخ و حمام حسين آباد درسنه 1294 ق به معماريت استاد آقاي کرمانشاهي و نظارت حاج محمد علي شيرازي به انجام رساند و نخلستان قلعه حسينيه را درسنه 1297 به معماريت استاد آقاي کرمانشاهي و نظارت ميرخليل بک رشنوئي به اتمام رساند و بعد در سنه 1307 به معماريت استاد قنبربک تفنگچي باشي ملکشاهي به حفر قنات اميرآباد و طواحين قيام به اتمام رسانيد» (سنگ نوشته تخت خان) افشار سيستاني به نقل از يدالله خان علوي فرزند غلامرضا خان والي مي نويسد که حسين قلي خان «در محل فرمانداري کنوني، قلعه اي ساخت و آن را حسين آباد ناميد. سپس عشاير را به آن سرزمين کوچ داد. حسينقلي خان در مجلسي که در اين قلعه برپا کرده بود، از احمدخان ،رئيس طايفه پنجستوني پرسيد«قلعه راچطور مي بيني »پاسخ داد«من هم مانند ديگران مي گويم مبارک باد حسين قلي خان گفت «تو را به ريشم قسم مي دهم که حقيقت را بگو» احمد خان اظهار داشت «حالا که قسم دادي راستش را مي گويم. تو براي خود و مردم پشتکوه لانه زنبوري ساخته اي ». از اين رو تصميم به بناي ساختمانهاي بيشتر وگسترش شهر گرفت » . (افشارسيستاني ، 1372 : 159).

دومرگان نيز در مورد کارهاي عمراني او مي نويسد .« در دره هاي بسيار گرم مرزي والي از چندين سال قبل باينطرف نخل کاريهاي خوبي کرده است . درختان هنوز جوانند ولي محصول عالي مي دهند. شايد روزي اين ابداع اندکي ثروت نصيب کوچ نشيناني که در دل منطقه زيبايي خود مضمحل شده اند، بسازد» (دومرگان ، ج1، بی تا: 254).حسين قلي خان بنا به نوشته کتبيه تخت خان درسال 1318 هـ . ق/1900م وفات يافت و مقبره او در نجف اشرف مي باشد.

حسين قلي خان، والي مقتدر پشتکوه به خوبي هم از مرزهاي ايران دربرابرعثمانيها دفاع نمود و هم در سرکوب شورش هاي داخلي همسايگان والي به خوبي حکومت مرکزي را ياري نمود . حسين قلي خان مقتدرترين واليان پشتکوه بود و ياد ابهت و قدرت او هنوز در ميان کهنسالان منطقه هست.

 

 

 



[1] - منطقه باغ شاهی بعدها در زمان غلامرضا خان پسر حسین قلی خان به هنگامیکه کمیسیون تعیین مرز بین ایران و عثمانی تشکیل شد قسمتی از خاک عثمانی گردید. اما این منطقه به عنوان ملک شخصی به والی واگذار شد. در واقع در این مسئله هم والی منتفع شد و هم عثمانی ها زیرا باغ شاهی قسمتی از خاک عثمانی شد و از طرف دیگر والی می توانست از این منطقه حاصلخیز به عنوان ملک شخصی استفاده نماید.و در صورت تهدید شدن والی از سوی دولت مرکزی آنجا مامن خوبی برای وی بود چنانکه غلامرضا خان به هنگام تهدید شدنش از سوی رضاخان به این منطقه رفت و  در آنجا اسکان گزید.

قبیله گرایی لورانتوس عرصه اجتماعی ایلام

قبیله گرایی لورانتوس عرصه اجتماعی ایلام

(لورانتوس" گیاهی که آفت بزرگ درختان بلوط استان ایلام محسوب می شود و بخش وسیعی از درختان بلوط را آلوده کرده است. لورانتوس با نام محلی "مخور" بوته ایست که در فصل رویش درخت، به صورت توده انبوه و سبز رنگ با برگهای گوشتی و فاقد ریشه روی درخت می روید و به جای ریشه "هاوستوریوم" دارد و مواد مورد نیاز خود را از درخت میزبان جذب می کند و در فصل خزان درخت، به صورت کپه های قهوه ای تیر و یا غده های گرز مانند بر روی درخت به طور کامل نمایان است.)

"قبیله قبله من است" این جمله یکی از کاندیداهای سرشناس وکالت مردم در انتخابات اخیر مجلس  در جمع نزدیکان و اعضای هم قبیله بود و شاید بیان نظرگاه بسیاری دیگر از کاندیداها، مدیران و فعالان سیاسی ایلام باشد، اینکه در هزاره سوم ،در عصر جهانی شدن، در دنیای پرشتاب ارتباطات و تولید علم هنوز در گوشه ای از این دنیا عده ای از مردم براساس قوم و قبیله انتخاب یا  تصمیم گیری می کنند و می اندیشند شاید  برای ساکنان دیگر سوی جهان و حتی  بسیاری از مناطق کشور خودمان ایران تعجب برانگیز است.

در جامعه امروز ایلام گویی حمایت از قوم و قبیله به یک ارزش درونی تبدیل شده است بارها  نگارنده مشاهده کرده که در جمع های مختلف در مورد  تعلق افراد به قوم و قبیله و  منطقه از آنها سوال شده است ، چرا که مردم این دیار سالها با ساخت اجتماعی ایلی -عشیره ای زندگی کرده اند و بسیاری از روحیات فرهنگی و اجتماعی شان با مناسبات سنتی در هم تنیده است،  اما آیا همان ساختار هنوز هم جوابگوی نیاز امروز است ؟ ایل و قبیله در گذشته حامل بسیاری از ارزشهای خوب و نقش های مثبت اجتماعی بودند اما آیا در دنیای امروز هم همان کارکرد را می توانند داشته باشند؟

بعد از موج روشنگری و تغییرات حوزه اجتماعی  در اواسط دهه هفتاد شمسی خیلی از تحصیل کردگان ایلام خود را در قالب جریانهای سیاسی رایج  چپ و راست آنزمان تعریف کردند اما این تنها  ظاهر  ماجرا بود چرا که راستی ها ی"قبیله "همسفره چپی های" طایفه" شده و چپی های" ایل "هم قسم  راستی های " بنه مال"  شدند  به گونه ای  که  جریانهای فکری در عرصه ملی در استان ایلام تنها به تابلویی برای افرادی تبدیل شدند که هنوز در ذهنیت دوران کوچ و جامعه ماقبل سنتی" ابوقداره" زندگی می کردند .

شاید خطای اصلی از همین جا شروع شد جایی که به اصطلاح  قشر با سواد  و پیشرو جامعه خود ، مناسبات قبیله ای را به رسمیت شناختند و به تبع آنها نیز  عامه مردم به قول آن کاندیدای برجسته! قبیله قبله شان شد و تنها  پارامتر انتخاب، میزان وابستگی قومی تعیین شد آنجا که اساتید دانشگاه و قشر آکادمیک هم لیدر ایل شدند گویی تمام تلاششان در عرصه علم اندوزی برای این  بود که جانشین کدخدای طایفه شان شوند!!!!!

اگر مقایسه ای بین مناطق مختلف کشور و درجه توسعه یافتگی صورت گیرد دقیقا رابطه مستقیم بین دو متغیر قبیله گرایی و توسعه نیافتگی به طور مشخصی اثبات می شود هر منطقه ای که دارای ساختار سنتی مبتنی بر ایل و قبیله دوره توسعه نیافتگی فرهنگی-سیاسی در آن بیشتر نمایان است.

در چنین فضایی که حتی مبنای سنجش و اظهار نظر پیرامون  افراد وابستگی طایفه ای و قبیله ای است قطعا شایسته سالاری تنها شعاری دهان پرکن و تزئینی برای ویترین قبیله گراهاست  این دام سالهاست قربانی زیادی از فرصتهای پیشرفت می گیرد اما گویا چرخ توسعه ایلام که میخ های قبیله گرایی حسابی آنها را پنچر کرده نیازمند یک بازسازی و نوسازی مجدد می باشد.

دو سال پیش دکتر قطب الدین صادقی میهمان اهالی هنر ایلام بود فرصت های زیادی جهت گفتگو با ایشان فراهم شد وی می گفت تعجب می کنم از مردم استان ایلام که با یک زبان و یک فرهنگ عمومی بسیار نزدیک به هم زندگی می کنند از طرفی دین و آئین مشترکی هم دارند اما آنها تکه تکه شده  و روح قبیله گرایی بر آن مستولی گشته است ! وی اهل استان کردستان است استانی که دوران گذار از جامعه سنتی را خیلی زود طی کرده  و اکنون نیز از رشد فرهنگی زیادی از لحاظ جنبه های گوناگون برخورداره  و  انسجام اجتماعی قوی دارند که همین عامل به  یکی از مولفه های اصلی برای توسعه فرهنگی و  اقتصادی در آن منطقه بدل شده است.

شاید مهم ترین دلیل برای قبیله گراها منافع شخصی و سوء استفاده از قدرت و ایجاد فرصتی برای رانت باشد کما اینکه در هر دو دوره حاکمیت اصلاح طلبان و اصولگرایان در استان ایلام ، بحث قبیله گرایی تشدید شد و مبنای کنش سیاسی  نمایندگان مجلس، مدیران و بسیاری از طبقات مردم بود. به گونه ای که در اوج دوران اصلاح طلبان که شعارهای جامعه مدنی، حاکمیت قانون و مباحث روشنفکری مطرح بود قبیله گرایی در استان ایلام به نحو چشمگیری توسط افراد فعال و طرفداران آنها وجود داشت و در دوران حاکمیت اصولگرایان که مدعی حفظ ارزشها، خدمت به مردم، عدالت، رفع تبعیض و... بودند نیز " قبیله" بعنوان یک واقعیت تاثیر گذار همچنان تعیین کننده بسیاری از مسایل بود.

اگر تاریخچه شکل گیری ایلات و طوایف در استان ایلام مورد بررسی قرا گیرد  متوجه می شویم که به علت اقتضائات ادوار گذشته و نیاز هایی مانند امنیت،همیاری و از طرفی دادن خراج و مالیات به حکومت های محلی، ایل ها و طوایف در استان ایلام شکل گرفتند اما با تخته قاپو کردن عشایر در زمان رضا خان و تشکیل شهرها ، دیگر حفظ همان ساختار منطقی به نظر نمی رسد، بدیهی است افرادی که امروز در ایلام مبنای فکری شان (البته بعید می دانم قبیله گرایی فکر باشد!!!) ایل و طایفه است در حقیقت ذهنشان در دوران ییلاق و قشلاق سیر می کند.

چند سالی است که آفت لورانتوس جنگلهای ایلام را بیمار کرده و خسارت های زیادی بر آنها وارد کرده است آفت قبیله گرایی نیز درخت تناور رشد و تعالی استان ایلام  را بیمار کرده است و به  لورانتوس عرصه فعالیت های اجتماعی –سیاسی در این استان  تبدیل شده و بسیاری  از پیشروان جریانهای سیاسی ناقل  این آفت شده اند امید داریم همان گونه که انجمن های زیست محیطی زیادی در جهت مبارزه با آفت لورانتوس فعالانه تلاش می کنند مطبوعات، رسانه ها و انجمن های اجتماعی هم برای مبارزه با آفت قبیله گرایی در استان فعال شوند و ضمن حفظ  بعضی نقش های سازنده قبایل در  مسایل اجتماعی و صلح و سازش جهت تعدیل نگاه صرف قومی به همه مسایل ، به خصوص در انتخاب مدیران،نمایندگان مجلس و... بکوشند.

 نویسنده:علی حیات نیا

درگذشت اولین نماینده استان ایلام در مجلس شورای اسلامی

 در گذشت اسدالله عالی پور اولین نماینده استان ایلام در مجلس شورای اسلامی

مرحوم اسدالله عالی پور از بزرگان ایلامی كه عمری را در راه خدمت به مردم استان گذرانید به نمایندگی از مردم استان ایلام با39هزار و486 رای درنخستین دوره مجلس شورای اسلامی اسلامی که انتخابات آن در ۲۴ اسفند ۱۳۵۸برگزار شد حضور داشت.اسدالله عالي‌پور داراي مدرك تحصيلي ليسانس ادبيات بود اوعلاوه بر نمايندگی مجلس(اول) ، رياست آموزش و پرورش شهرستان شيروان و چرداول و مجتمع‌هاي آموزشي جمهوري اسلامي در امارات متحده را هم در كارنامه خود دارد. همچنین درمقطعي مسوول اشتغال ايثارگران درمعاونت گسترش وزارت كشور بوده و عضو شوراي شهر ايلام نیز بوده است.مرحوم عالی پور رییس ستاد انتخاباتی کروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری دراستان ایلام نیز بودند.مرحوم عالی پور سرانجام پس از عمری خدمت در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به استان ایلام و كشور بامداد جمعه مورخه 1391/4/9در بیمارستان شهید مصطفی خمینی ایلام در سن 69 سالگی به علت ایست قلبی چشم از جهان فرو بست. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

تبلیغات و رایزنی های  زود هنگام کاندیدهای حوزه شمالی استان ایلام برای حضور در انتخابات میان دوره ای

تبلیغات و رایزنی های  زود هنگام کاندیدهای حوزه شمالی استان ایلام برای حضور در انتخابات میان دوره ای مجلس نهم شورای اسلامی

    ابطال آرای نفر دوم یعنی دکتر علی اکبر متین و برگزاری انتخابات میان دوره ای مجلس  شورای اسلامی دراستان ایلام همزمان با انتخابات ریاست جمهوری باعث شده بار دیگردرهریک ازشهرستانهای استان ایلام عده ای خود را آماده کاندیداتوری انتخابات میان دوره ای مجلس نهم  برای حوزه شمالی استان ایلام کنند. در شهرستان ایوان احتمالا باز هم شاهد حضورخانم سارا فلاحی که اولین کاندید زن استان ایلام که توانست آرای نسبتا خوبی هم به دست آورد باشیم علاوه بر خانم فلاحی ؛خیرالله رستمی نیز تصمیم به حضور مجدد در انتخابات گرفته ولی محسن عباسی نیز دیگر کاندید شاخص ایوان غرب بود که هنوز خبری در مورد تصمیم ایشان برای ورود به عرصه مطرح نشده است البته همچنان پر شانس ترین ومطرح ترین فرد در ایوان غرب کسی نیست جز دکتر داریوش قنبری نماینده حوزه شمالی ایلام در مجلس هفتم و هشتم که جایگاه بسیار بالایی در شهرستان  ایوان و حتی دیگرشهرستانها استان ایلام دارد ،در شهرستان شیروان چرداول که بعد ازمرکزاستان بالاترین میزان رای دهنده را دارد  همیشه تلاش های فراوانی برای اجماع و معرفی یک کاندیدا صورت می گیردولی تاکنون همگی آن ها با شکست مواجه شده است . در بین کاندیداهای پرشمار این شهرستان ،عمران علیمحمدی که دور اول انتخابات با اختلاف کمی نسبت به متین در رده پنجم قرار گرفت و از صعود به دور دوم بازماند بیشترین شانس را برای خود قائل است و برهمین اساس پیش بینی می شد اگر قرار بر اجماع در این شهرستان باشد گزینه مورد اجماع ،عمران علیمحمدی باشد که تا کنون این پیش بینی رنگ واقعیت به خود نگرفته است .علاوه بر حضور قطعی علیمحمدی،تاکنون مسلم محمدیان نیز نیز حضور قطعی خود را اعلام کرده است هرچند مذاکرات ناموفقی برای اجماع با وی صورت گرفته است .بیت الله نوریان نیز از جمله کسانی است که با صدور بیانیه ای از عزم خود برای حضور در میان دوره ای خبر داد نوریان که دور اول در حوزه کرمانشاه ثبت نام کرد این بار قصد دارد از حوزه شمالی استان ایلام وارد مجلس شود. ولی لکهای شهرستان شیروان چرداول احتمالاًکاندیدای نخواهند داشت با این شرایط بنظر می رسد در شهرستان شیروان چرداول بالای 5نفر کاندید خواهیم داشت که این شانس خوبی به افراد دیگر شهرستانها خواهد داد. از شهرستان مهران هم به احتمال زیاد دکتر روح الله ناصر زاده  بار دیگر وارد عرصه انتخابات مجلس نهم شود دکتراحمد شوهانی تک نماینده حوزه شمالی که هم شهرستانی ایشان   می باشد شاید به خاطر  برخی مسائل از وی رسما حمایت نکند ،شهرستان ملکشاهی  با توجه به شکست چندین باره دکتر متین احتمالا دیگر کاندیدی نداشته باشند و اگر هم داشته باشند به خاطر نداشتن ارای زیاد اگر شخصی هم نامزد شود چندان شانس زیادی برای پیروزیش نمی شود قائل شد .فریدون همتی که فرد بسیار بانفوذ و توانمندیست و به خاطر مسائلی که پیش امد نتوانست به مجلس نهم را پیدا کند به نمایندگی از شهرایلام وچواربا توجه به شانس بسیارزیادی که دارد قطعا کاندیدا خواهد شد. درنتیجه با توجه به اینکه افراد زیادی ازشهرستانهای حوزه شمالی استان ایلام به غیرازاین اشخاصی که نام برده شد کاندید خواهند شد،باعث پخش شدن آرای این شهرستانها بین کاندیداها خواهد شد وشانس افراد شاخصی چون همتی وقنبری را برای  راهیابی به مجلس نهم افزایش خواهد یافت.انشالله مردم فهیم استان ایلام با آگاهی تمام فارغ از قبیله گرایی ومسائل دیگر،فردی که واقعاً دارای شایستگی لازم و قادر به پیگری مطالبات مردم محروم استان ایلام هست انتخاب نمایند.

 

 

 

کاریکاتوری که نماد وضعیت معیشتی مردم استان ایلام است

بالا رفتن قیمت سرسام آور و ثانیه ای  کالای اساسی وضروری باعث شده است تا زندگی اقشار آسیب‌پذیر و کم‌درآمد، بیش از گذشته در معرض تهدید قرار گیرند. حجت الاسلام والمسلمین لطفی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ایلام خاطرنشان کرد: نمایندگان مردم در مجلس باید با تلاش در جهت رفع مشکلات بیکاری و گرانی بتوانند زمینه‌های رضایت عمومی را ایجاد کنند. لطفی هم‌چنین با بیان این‌که اگر بحث گرانی و بیکاری در وضعیت کنونی جامعه به خوبی مدیریت نشود جامعه با چالش سیاسی مواجه خواهد شد.بنابراین باتوجه به اینکه مردم محروم استان ایلام  که بیشتر از اقشار آسیب پذیر  هستند و از وضعیت معیشتی و درآمد چندانی برخوردار نیستند این گرانی های کمر شکن می تواند به آنها فشار بیشتری وارد نماید.لذا مسئولین امر باید برای رفع معضل گرانی تدابیری اساسی بیندیشند.این کاریکاتور خود گویای همه چیز است(پدری که برای تامین فقط نان خانواده کلیه هایش را فروخته است)

پایان ماراتن انتخابات مجلس نهم در ایلام و انتظارات مردم از نمایندگانشان

پایان ماراتن انتخابات مجلس نهم در ایلام و انتظارات مردم از نمایندگانشان

سرانجام پس از کش  وقوسهای فراوان پرونده انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی دراستان ایلام هرچند با حاشیه های فراوان تا حدودی بسته شد و آقای دکتر شوهانی و دکتر احمدی  به نمایندگی از مردم محروم و همیشه چشم به راه استان ایلام به  مجلس نهم راه یافتند و سرنوشت یک نفردیگر هم همزمان با انتخابات ریاست جمهوری در خرداد  92 مشخص  می گردد. ولی خواسته ها وانتظاراتی که مردم ایلام از نمایندگانشان  در مجلس نهم شورای اسلامی که الحق  بهترین گزینه های بودند که مردم با بصیرت و اگاهی تمام آنها را انتخاب نمودند این است که واقعا همانطور که اقایان در اهداف و برنامه هایشان ذکر نموده اند اولین و مهمترین اولویتشان رفع مشکلات و معضلات تمام  مناطق و شهرستانهای  استا ن باشد نه  فقط توجه به یک بخش یا شهرستان و همچنین از نمایندگان محترم  انتظار می رود فارغ ازجناح بندی های  سیاسی و قبیله ای که تاکنون بیشترین ضربه را به استان زده است به فکر چاره جویی برای تمام استان باشندو بیشتر تمرکز خویش رادرجهت رفع بسیاری از مشکلات مانند بیکاری ، فقرمدیریتی و اقتصادی که سالیان سال است گریبانگیر استان ومردم محروم وزجر کشیده استان ایلام شده  باشند.

نظر نهایی شورای نگهبان درباره حوزه های باقیمانده  



به گزارش اداره كل روابط عمومي شوراي نگهبان، اين شورا طي نامه اي به وزارت كشور اعلام كرد :
نظر به برگزاري انتخابات مرحله دوم نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در مورخ 15 /2 /1391 و با عنايت به ماده 73 قانون انتخابات، پرونده‌هاي حوزه هاي انتخابيه:

1- بهبهان
2- تبريز، آذرشهر، اسكو
3- آباده، بوانات، خرمبيد
4- تويسركان
5-ايلام،ايوان، شيروان و چرداول، مهران، ملكشاهي

در جلسه شوراي نگهبان مطرح كه به شرح ذيل اعلام نظر مي‌گردد:

الف: صحت انتخابات در حوزه‌هاي:

1- بهبهان 2- تبريز، آذرشهر، اسكو 3- آباده، بوانات، خرمبيد مورد تاييد قرار گرفت.

ب: انتخابات در حوزه انتخابيه تويسركان ابطال گرديد.

ج: در حوزه‌هاي انتخابيه ايلام،ايوان،شيروان و چرداول، مهران، ملكشاهي انتخابات در خصوص نفر دوم ابطال گرديد.

ظرفيت هاي استان ايلام= معضلات ومشکلات فارغ التحصيلان ايلامي و بي توجهي مسئولين

ظرفيت هاي استان ايلام= معضلات ومشکلات فارغ التحصيلان ايلامي و بي توجهي مسئولين

استان ايلام در رشته هاي مختلف هزاران فارغ التحصيل بااستعداد ونخبه داراي تحصيلات دانشگاهي ليسانس ،فوق ليسانس و حتي دکتري دارد که بيشترآنان هيچ اميدي به پيداکردن کارندارند و اگر متأسفانه محدود اشتغالي  هم باشد متعلق به کساني مي باشد که پارتي در يکي از ادارات استان دارند ،براستي وظيفه چه کساني هست که براي اين همه فارغ التحصيل که اميد خانواده هاي محرومشان مي باشند اشتغال ايجاد کند؟چرا مسئولين استاني و کشوري فکري به حال اين همه نيروي جوان با پتانسيل بالقوه فوق العاده نمي کنند؟ چرا مسئولين استاني با وجوداين همه ظرفيت در زمينه نفت و گاز ،منابع طبيعي، صنايع دستي وجاذبه هاي گردشگري در استان همچنان هيچ گونه برنامه ريزي براي توسعه استان و حل مشکلات اين همه فارغ التحصيل بيکار  ندارند؟؟؟ در ذيل ظرفيت هاي گوناگوني که استان ايلام دارد ولي مورد غفلت مسئولين  واقع شده را بر مي شماريم که تا بدانند واقعاً مي شود با برنامه ريزي درست براي تمام  جوانان جوياي کار استان اشتغال ايجاد نمود.

1)منابع طبيعي

 استان ايلام با وسعت6/2002794 هکتار حدود 2/1 درصد مساحت کشور را تشکيل ميدهد. سهم جنگلهاي استان 641667 هکتار است که تيپ غالب آن بلوط و گونه هاي همراه شامل بنه، ارژن، بادام، داغداغان، ارغوان، کنار، کهور، پده و غيره مي باشد. از جمله گونه هاي نادر گياهي استان ايلام ميتوان به گلابي وحشي، سماق، ارغوان، لرگ، زربين، گل مينا، لاله واژگون اشاره کرد. از گونه هاي اقتصادي جنگلهاي استان گونه با ارزش اقتصادي بنه است که طبق آماربرداريهاي بعمل آمده سطح قسمت بنه خيز جنگلهاي استان که شيره خام سقز از آن استحصال مي شود 200 هزار هکتار است که پتانسيل توليد اين درختان در صورت برداشت از تمام سطح آن 560 تن در سال مي باشد با لحاظ ارزش هر کيلو گرم سقز خام 200 هزار ريال ارزش اقتصادي سالانه سقز در استان يک رقم قابل توجه خواهد بود .از ديگر محصولات اقتصادي و قابل بهره برداري از منابع طبيعي استان ايلام مي توان بادام، ميوه بنه، ميوه بلوط، گل گاوزبان، کتيرا، آويشن، گل نرگس، علف مار، شيرين بيان و ... نام برد. ضمناً در استان بيش از 1000 گونه گياهي وجود داشته که 300 گونه آن داروئي مي باشد اين امر سبب گرديده که بهترين عسل در ايلام توليد گردد. 60 درصد مساحت ايلام را مراتع با سطحي معادل 1146280 هکتار تشکيل مي دهد که اين براي پرورش دام بسيار وضعيت مطلوبي است .

2) معادن ،نفت و گاز

استان ايلام داراي معادن و منابع نفت و گاز بسيارفراواني است که مهمترين معادن استان عبارتند از: سنگهاى ساختمانى، سنگ گچ، سنگ آهك، شيل، آلوويوم، نمك، شن و ماسه، قير، ذغال سنگ، مرمريت، كلسيت، مالون و لاشه، گوگرد پيريت و فسفات که متاسفانه تاکنون به علت عدم سرمايه گذاري استخراج چنداني از اين معادن نشده است.همچنين استان ايلام از 11 درصد منابع نفت و گاز کشور برخوردار است که تاکنون به سبب فقدان پالايشگاه و مديريت کارامدازمنابع نفت و گاز استان استخراج چنداني نشده وبا وجود اين ظرفيت بسياري از شهرها وروستا ههاي استان همچنان از داشتن گازمحروم هستند.

3)صنايع دستي وجاذبه هاي گردشگري

استان ايلام داراي صنايع دستي بسيار متنوع وزيادي مانند: قالي بافي ، سياه چادر ،جاجيم ، گليم ، نمد مالي ، چيغ بافي ،گيوه دوزي ،احرامي بافي ، گليم نقش برجسته ، وغيره است که متاسفانه اين صنايع دستي نيز به علت بي توجهي در حال از بين رفتن هستند در حالي که مي شود با حمايت از صنايع دستي  براي هزاران نفر اشتغال ايجاد نمود.

استان ايلام با توجه اينکه داراي قدمت تاريخي طولاني است وبخشي از تمدن هاي عيلام باستان ، هخامنشي و ساساني بوده  از اهميت تاريخي زيادي برخوردار است و داراي ابنيه و بناي تاريخي  فراواني مي باشدکه بيش از 205 اثرتاريخي آن ثبت ملي شده ولي واقعا تاکنون چند هزار نفراز  اين اماکن ديدن نموده اند ودليل اينکه مسافرا چندان رغبت سفر به استان ايلام ندارند بيشتر به علت نبود امکانات رفاهي و معرفي نشدن اثار تاريخي استان مي باشد.

4)مرز بين المللي مهران

استان ايلام با 430 کيلومتر مرز مشترک با کشور عراق يکي از مهمترين معبرهاي صدور کالاي ايراني و تردد زوار عتبات عاليات به کشور عراق است .

مهران به لحاظ نزديکي به شهرهاي مذهبي عراق از موقعيت ويژه اي براي فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي برخوردار است ولي تاکنون از اين منطقه بسيار استراتزيک، استان ايلام استفاده چنداني ننموده وسرمايه گذاري قابل توجهي نکرده است.

 

تورم در 62سال پیش

برگرفته از سایت فردا نیوز

سخنرانی  مرحوم مرتضی کرمی در مجلس هفتم شورای اسلامی

سخنراني مرحوم مرتضي کرمي در مجلس هفتم شوراي اسلامي

 مرتضي كرمي، نماينده ايلام  در مجلس هفتم شوراي اسلامي در نطق پيش از دستور خود گفت: بر عادي شدن روند پرونده هسته‌اي صلح‌آميز به عنوان حق مسلم ملت ايران تاكيد مي‌ورزم و جنايات آمريكا را در عراق محكوم مي‌كنم كرمي خطاب به رئيس مجلس و نمايندگان افزود: اين نداي محروميت مردم سربلند ايلام است كه از پايگاه مجلس شوراي اسلامي به استحضار ملت ايران،­ مسئولين نظام و شما نمايندگان مي‌رسد
مردمان نجيب سرزميني كه وجب به وجب آن مقتل شهيدي است و جاي جاي آن بوي معطر خون مطهر شهيدان را مي‌دهد و فضاي آن آكنده از عطر معطر عتبات عاليات است و مردمان آن يادمان دوران پرافتخار دفاع مقدس‌اند و شير زنان آن هنوز داغدار شهيدان ارزشمندشان هستند.
آري، مردم شريفي كه عصاره‌هاي رنج‌اند و اسطوره‌هاي ايثار و مقاومت و پشتوانه‌هاي ناگستني روزهاي رنج ايران، مردماني كه سخت‌ترين روزهاي آوارگي را در زير چادرهاي غم و عشق جشن گرفتند، اما همين مردمان هم اكنون از فقر و تنگدستي در رنج‌اند، فقر و بيكاري مثل شب بر زندگي‌شان سايه افكنده، بيش از 20 درصد اين مردم در فقر مطلق بسر مي‌برند. كارگران از صبح تا غروب دور ميادين منتظرند كه آنها را به كار فرابخوانند اما شامگاهان شرمسار به آغوش خانواده بازمي‌گردند. كشاورزان از خسارات ناشي از خشكسالي و ناتواني از بازپرداخت وام ها به ستوه آمده‌اند. جوانان از مشكلات و فشارهاي ناشي از جنگ افسرده و شكننده‌اند. رزمندگان و ايثارگران با مشكلات فراوان مواجه‌اند.
كرمي افزود: استان ايلام با درجه توسعه يافتگي 8/1 درصد تقريبا در همه شاخص‌ها در مقايسه با ساير استان‌ها در رتبه‌هاي آخر قرار دارد. آيا اين است شأن و مقام مرزداران واقعي اين كشور؟ آيا شأن و مقام كساني كه مرزداري كردند و ايران را مأمن مطمئني نمودند تا چرخ‌هاي توسعه ساير استان‌ها به حركت درآيد. آيا وقت آن نرسيده است كه دولت، ايلام را در مسير توسعه قرار دهد و فرصت از دست رفته را كه طلب حقيقي مردمان ايلام يعني طلب سال‌هاي مرزداري است دوباره به آنها بازگرداند.
راستي چرا دولت از نيروهاي كارآمد و شايسته استان ايلام كم استفاده مي‌كند و استان ايلام را به منزله كارگاه آموزشي براي مديران غيربومي در نظر مي‌گيرد. چگونه است مردماني براي كارهاي سخت و مرزداري قابل اعتماداند اما براي تصدي امور مربوط به خويش به آنها اعتماد نمي‌كنند. ما كه توان ايلام را در لشكر حضرت امير (ع) در مبارزه با خصم به اثبات رسانديم، به دليل استفاده نكردن از نيروهاي توانمند در سطح استان و كشور است كه هم اكنون ما ايلام را در تهران غريب مي‌بينيم گرچه مقام معظم رهبري را به خاطر ولايت و رهبري و رزمندگي و ايثارگري از خود مي‌دانيم.
كرمي تصريح كرد: ضمن تشكر از خدمات دولت اما حفره محروميت استان ايلام آنچنان عميق و وسيع است كه خدمات دولت در آن نمود ندارد. هنوز بازسازي در استان ايلام به عنوان يك استان استراتژيك از نظر امنيت به اتمام نرسيده است. سطح وسيعي از اراضي آلوده به مين است. زيرساخت‌ها كاملا از بين رفته. براي بازسازي زير ساخت‌ها و بهسازي و بازسازي سيل‌بندها به اعتباري به مبلغ 180 ميليارد تومان نياز است كه اميد است رياست جمهور دستور فرمايند در بودجه سال 1384 رديفي به اين منظور لحاظ گردد.
كرمي ادامه داد: از نظر شبكه ارتباطي، تسريع در پروژه ملي راه حميل – ايلام – صالح آباد و تكميل آن به عنوان طرح ملي كرمانشاه – مهران – دهلران و شروع پروژه ملي غازيخان – بذله كه رياست محترم جمهور در سفرشان به ايلام به مردم شيروان قوه داده‌اند و نيز روزانه حداقل يك پرواز به ايلام از يادگارهاي دولت در استان ايلام خواهد بود.
از وزير بهداشت و درمان تسريع در راه‌اندازي بيمارستان‌هاي سرابله، ايوان و مهران به جمعيتي بيش از 150 هزار نفر كه فاقد بيمارستان‌اند خواستارم.
از وزير نيرو، رفع مشكل آب شرب شهرهاي استان به خصوص شهر ايلام كه از آب شرب سالم برخوردار نيست را خواستارم.
از وزير صنايع و معادن با توجه به شرايط خاص استان، ريسك‌پذيري بالاي سرمايه‌گذاري و بيكاري جوانان، تقاضاي سرمايه‌گذاري و تاسيس چند كارخانه دولتي و نيز ارائه مشوق‌هاي لازم به سرمايه‌گذاران و اعتبار از محل صندوق ذخيره‌ ارزي را دارم.
از وزير كشور پيرو مكاتبات و مذاكرات شفاهي، ارتقاي سطح بخش ملكشاهي به شهرستان، تجهيز و آماده نمودن پايانه‌هاي مرزي، پايانه‌ مرزي مهران، بازگشايي كنسولگري عراق در ايلام و توجه جدي به عمران شهرهاي استان را خواستارم.
از وزير نفت استفاده از منابع نفت 5/3 درصد و گاز 18 درصدي استان، از طريق تسريع در تكميل پالايشگاه گاز و مجتمع پتروشيمي و نيز احداث پالايشگاه نفت را خواستارم.
از وزير جهادكشاورزي رفع مشكلات كشاورزان از نظر خشكسالي و بازپرداخت وام‌ها و تسريع در اجراي پروژه‌هاي مهار و انتقال آب در سطح استان و تبديل استان به قطب كشاورزي با توجه به آب و خاك و نيروي انساني مساعد و موجود را خواستارم.
از دفتر مناطق محروم، زدودن محروميت از چهره استان به خصوص ده‌ها روستايي كه فاقد آب، راه، برق و مدرسه و خانه بهداشت هستند را خواستارم.
كرمي در پايان اظهار داشت: توجه تصميم‌سازان كشور را به نگاه ويژه به آموزش و پرورش جلب مي‌كنم و رفع تبعيض درون سازماني بين معلمان ابتدايي با ساير مقاطع و تبعيض برون سازماني بين فرهنگيان را با كاركنان ساير ادارات و سازمان‌ها را طلب مي‌نمايم. اگر مجلس هفتم مي‌خواهد در خاطر مردم شريف ايلام ماندگار بماند بايد فرصت را از دست ندهد، كارشناسي تصميم بگيرد و براي مطالبات واقعي مردم يعني فقرزدايي، ريشه‌كن كردن فساد، زدودن محروميت از چهره مناطق محروم كه در فرامين مقام معظم رهبري به مجلس ابلاغ شده است گام بردارد، آن وقت است كه در جهت عدالت اجتماعي گام برداشته و در خاطر مردم شريف ايران ماندگار خواهد ماند.
 
در پايان بايد اين سوالات مهم و اساسي مطرح شود که بعد از هشت سال از سخنراني آقاي کرمي در مورد عقب ماندگي و عدم توسعه يافتگي ايلام، اين استان اکنون در چه مرحله اي از توسعه و پيشرفت بسر مي برد؟ آيا ايلام امروز به لحاظ توسعه در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نسبت به دوران نمايندگي آقاي مرتضي کرمي تغيير چنداني داشته است؟ آيا نمي توان گفت که ايلام امروز به قول آقاي کرمي هنوز در رديف محرومترين استان هاي کشور قرار دارد؟

نتایج نهایی  انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در استان ایلام

 

ردیف

حوزه انتخابیه

نام کاندیدا

تعداد رآی

1

ایلام ، ایوان

شیروان وچرداول

مهران وملکشاهی

 

احمد شوهانی

63015

2

//

علی اکبر متین

62832

3

//

فریدون همتی

61668

4

//

داریوش قنبری

56917

میزان کل آراء : 244422

  

ردیف

حوزه انتخابیه

نام کاندیدا

تعداد رآی

1

دهلران، آبدانان، دره شهر

علی محمد احمدی

52652

2

//

امین دوست محمدی

33217

جمع آراء مأخوذه:87104

 

 

به این ترتیب دراستان ایلام آقایان دکتر احمد شوهانی ،  دکترعلی اکبر متین و ودکترعلی محمد احمدی به مجلس نهم راه یافتند.

 

خواسته های یک دانشجو از نمایندگان محترم  مجلس شورای اسلامی

راستي موجب رضاي خداست کس نديدم که گم شده از ره راست «سعدي»

ما نه جناح چپيم نه جناح راست و نه عضو هيچ حزب و گروهي

جواني بر خاسته از قشر ضعيف جامعه که تمام دردهاي محرومان را با گوشت و پوست خود لمس نمودهايم و هر سخني که مي گوئيم سخن مظلمين و محرومين است و برخاسته از دلمان که همان سخن قشر عظيمي از مردم جامعه است و مطمئنا بر دل مي نشيند .اصولا گويند : هر سخني از دل بر آيد بر دل نشيند

شرکت ما در انتخابات گذشته از تلاش براي انعکاس واقعي صداي مرم در مجلس ، تکليفي بود که بر دوشمان سنگيني مي کرد که شيوه هاي درست و انساني تبليغ و خدمت رساني به مردم را گوشزد نمائيم و انشالله راهکاري باشد تا در دوره هاي بعد ف شيوه هاي تبليغي بر مبناي حزب گرا يي و تعصب حزبي – تهمت زدن به ساير کانديداها و نشان دادن چهره هاي قهرمان گونه از کانديد مورد نظر خويش- وعده هايي که هرگز عملي نمي شوند و در نهايت ، استفاده از هر ابزاري براي پيروزي نباشد

بر اين مبنا ، ما از نمايندگان محترم مجلس و کانديداهاي فعلي چند سوال داريم و سخني با مردم و همفکرانمان

با نمايندگان محترم مجلس : ما به نوبه خود خدمات ارزنده شما را ارج مي نهيم اما به عنوان کسي که به شما ها رِأي داده است تا حافظ حقوقمان باشيد چند سؤال داريم

*براي جلوگيري از تورم و کم شدن فشار اقتصادي براقشار ضعيف(که اکثريت جامعه جامعه ، جزو اقشار کم در آمد و ضعيف هستند ) چه کرده ايد؟

آيا طرحي را تصويب رسانده ايد که بار اقتصادي مردم بکاهد ؟ نمايندگان محترم احزاب مختلف ، آيا در هنگام تصويب طرح هاي اقتصادي ، دستان ترک خورده ، چهره خسته کارگران بي بضاعت و جيب خالي سرپرستان خانواده ها در نظرتان مجسم مي شد يا جناح بنديهاي مجلس و خواسته هاي حزبتان تمرکزتان را بهم مي زد؟

براي حمايت قاطعانه از محصولات داخلي و جلو گيري از قبضه نمودن بازار توسط کالاهاي بي کيفيت خارجي چه اقدامي انجام داده ايد؟

آيا مطلعيد که ، کارخانه هاي با سابقه ما در اثر عدم حمايت و ورود محصولات بي کيفيت اما شيک و ارزان قيمت خارجي ، ورشکست يا رو به ورشکستگي هستند؟

آيا مي دانيد در اثر ورود اين قبيل کالاها ، بسياري از جوانان ما که در توليدي هاي کوچک و يا در مغزه هاي که مصنوعاتشان را مي فروختند از کار بيکار شده اند ؟ اگر باور نداريد برويد و از بازاراريان وضع کسب و کار شان را بپرسيد که چگونه هر روز عدهاي از آنان کسب و کارشان را رها مي کنند و خانه نشين مي شوند

هر کدام از عزيزان قبل از انتخاب شدن، بر طبل پر سرو صداي اشتغال جوانان مي زنند.

اکنون ما از شما مي پرسيم: براي اشتغال جوانان چه طرح هايي به تصويب رسانده ايد ؟

آيا مطلعيد پر افتخار ترين شغلي که پس از گرفتن مدرک ليسانس و فوق ليسانس نصيب جوانان مي شود شوفري آژانس است آنهم اگر فرد بتواند پس از تحمل تحمل هزينه هاي کمر شکن تحصيل ، وسيله اي براي مسافر کشي فراهم نمايد ؟

متاسفانه جامعه ما اجازه مسافرکشي به دختران و خواهران تحصيل کرده ما را نمي دهد ! ازين تاسف آور تر اين که با توجه با گراني سوخت مسافر کشي هم صرف نمي کند!

سخني با کانديداها و نمایندگان مجلس

چرا بعضي از شما براي رسيدن به اهدافتان از هر ترفندي استفاده مي کنيد ؟ چرا به مردم قول هايي مي دهيد که خود واقفيد توان اپآجراي انها را نداريد؟

حضرت عالي مگر ووزير محترم کاريد يا اداره کار يابي که به هرکس مي رسيد قول شغل اداري ميدهيد؟ يا نمايندگي مجلس را با مزارت محترم کشور و ساير وزراي گرامي اشتباه گرفته ايد (در حاليکه همه اين بزرگواران چنين قولهايي نميدهند) که به کار فلان کارمندان ساده دولتي قول عزب و نصب فلان کس و فلان مدير را مي دهيد؟ اين توهين به شعور مردم نيست؟

کرسي نمايندگي يعني قانونگزاري و دفاع از حقوق مردم نه دستگاه عزل و نصب و بنگاه کار يابي

لطفاً رأي هاي مردم ساده ، مؤمن و هميشه در صحنه را پلي براي انجام بازيهاي سياسي خود قرار ندهيد. اگر هم به بهارستان راه يافتيد بر سر کرسي خود بنشينيدو در راه رفع مشکلات مردم بکوشيد و نماينده مردم باشيد نه نماينده حزب و گروهي خاص

*از کانديداهاي احزاب مختلف ميپريسم : بنظر شما ارائه ليست هاي چندين نفره و قرار دادن چهره يا چند چهره سرشناس در بيبن ليستهاي بيست و سي نفري کار درستي است؟

ما به نوبه خود ، به حداقل رساندن هزينه ها را ستايش مي کنيم و از اين بابت خرسنديم . اما آيا اين تعداد افراد به يک اندازه توانايي دارند و به يک اندازه براي نمکايندگي مردم موجهند؟

هر گز از مردم نخواهيد و توقع نداشته باشيد از اين به بعد به صورت ليستي به تمام کانديداهاي پيشنهادي شما راي بدهند

سخن ما با کانديداهايي که چون ما مي انديشند : عزيزان ، راه نيافتن به مجلس پايان کار ما نيست. اگر اين توفيق نصيبمان نشد بيائيم دست در دست هم نهيم و در عرصه هايي که توانايي انجام خدمت داريم با جديت تمام به کشور و مردمان خدمت کنيم . باشد که با هم ايراني آباد تر بسازيم

سخني با مردم عزيزانم ما هم مثل شما فرزند اين آب و خاکيم . ماهم مانند بسياري از عزيزان طعم فقر و درد را چشيده ايم . آرزوي قلبي و دغدغه اصلي ما شما ، رفاه مردم و سربلندي ايران و ايراني است . اما اين مهم به چه شکا تحقق خواهد يافت ؟

با شعار هايي که هرگز عملي نمي شوند ؟

با جناح بندي ها و حزب گرائيها يي که جز پس رفت و از دست دادن موفعقيت ها ، سودي به حال جامعه ما ندارند؟ با انتخاب نمايندگاني که تعلق خاطر به حزبي خاص دارند و در تنها در جهت منافع حزبشان مي کوشند؟

يا با انتخاب کسانيکه صادقانه قدم در عرصه انتخابات مي گذارند و جز واقعيتهايشان سخني به گزاف نمي گويند و شعاري دهن پرکن و مردم فريب ندارند؟

چرا بايد بجاي توصيف واقعيتها ، پتانسيل ها و توانائي هاي يک نماينده ، جلسه هاي شبانه ، حزب گرايي و قسم به کتاب خدا تعيين کند که چه کسي به مجلس راه مي يابد چرا بايد کساني در تهييج افکار ، دست کمي ازسو فسطائيان آتن و يونان ندارند ، سرمشق و الگوها براي رأي دادن به فلان کانديد مورد نظر حزبشان باشند؟ مگر خود صاحب تفکر وانديشه و تشخيص نيستيم ؟ ما که براي خريد چند کيلو ميوه ، چند ساعت وقت و هزينه صرف مي کنيم چرا نبايد براي سرنوشت و آينده خود و فرزندانمان چند ساعت وقت براي تحقيق در باره کانديد مردمي مورد نظر مان بگذاريم؟

عزيزانم بدون تحقيق رأاي ندهيد ؟ رأي ندادن مديون دنيا و آخرت است و بدون تحقيق رآي دادن ظلم در حق خود و آينده فرزندانمان . پس بيائيم با بصيرت و شناخت رأي بدهيم و کساني را انتخاب کنيم که برخاسته از متن مردم باشند و همانند ما طعم فقر و درد را چشيده و درد ما و جامعه را بفهمند و با هدف خدمتگزاري پا به اين عرصه خطير نهاده اند

بيائيم حصار تحزب و تعصب وبه خاطر فلاني رأي دادن را بشکنيم و همانند يک جامعه آزاد مدني و صاحب دمکراسي واقعي ، با تشخيص خودمان ، کانديد اصلح را انتخاب برگزينيم و در سايه توانائيهاي خود و نمايندگان شايسته مان ثابت کنيم ما فرزندان خلف ايران صاحب تمدن ده هزار ساله هستيم

بزرگواران ، تهيه سياهه بلند بالا از طرحها و برنامه ها و شعار هاي انتخاباتي ، کار چندان مشکلي نيست ما هم هرگز با طرح و برنامه آمدن را نکوهش نمي کنيم . اما ، آيا اين ، طرحها ، برنامه ها و شعارها به مرحله عمل در مي آيند؟ يا فقط به منظور جلب افکار عمومي و براي گرد آوري آراء هستند؟

يقين بدانيد ما هم بدون طرح برنامه نيستيم . چه طرح و برنامه اي بهتر و والا تر از خدمت صادقانه به مردم ؟

اما اکنون نيازمند آراء هستيم نمي خواهيم تنها براي جذب آراء عموم ، طرحهايي بدهيم که بعدأ نتوانيم پياده کنيم و شرمنده مردم شويم . د راين مرحله از زملن ، تنها قول ما به مردم شريف و فهيم ، خدمتگزاري صادقانه و دفاع از حقوق مردم در مجلس با تمام توان ما است

اگر انشاالله تو فيق خدمتگزاري يافتيم هرگز در جناح بندي هاي سياسي مجلس شرکت نخواهيم کرد و حداکثر توانمان را براي تصويب طرحهاي در جهت اشتغال دائمي جوانان و کم شدن نرخ بيکاري و همچنين تصويب طرحهايي براي کم شدن فشار اقتصادي بر قشر متوسط و ضعيف که اکثريت جامعه ما را تشکيل مي دهند به کار مي گيريم

به عنوان مثال ، ما معتقديم که اگر در جاي جاي کشور عزيزمان ، مکانهايي با امکانات مناسب و متناسب با تخصص هاي افراد و پتانسيل هاي آن منطقه داير شود که جوانهاي زيادي د ر آنجا مشغول بکار شوند ، هم نرخ بيکاري جامعه پايين مي آيد هم جمعيت در حال انفجار پايتخت که جوانهاي زيادي همراه با خانواده براي پيدا کردن کار به اينجا آمده اند کاسته شده و مهاجرت معکوس به شهرستانها خواهيم داشت

اختصاص وامهاي دراز مدت جهت اشتغال به فارغ التحصيلان که جذب ادارات دولتي نشده اند (؟؟؟؟؟؟) و طرحهاي فراوان ديگر

اما حقير مي دانم که هر کدام از طرحها ، عملا با مشکلاتي مواجه مي شوند پس نبايد تنها براي جلب نظر شما ، ناسنجيده ، طرحهايي بنويسم که اگر نتوانستم پياده کنم شرمنده شوم . اما صادقانه و مانند فرزند ملت ، قول مي دهم که تمام توانم را براي تصويب طرحهايي که سربلندي و رفاه ايران و ايراني را بدنبال دارد به کار گيرم وو از هيچ کوششي دريغ نورزم

باتمام وجودم ، صادقانه قول مي دهم که نماينده واقعي توده هاي مردم و انعکاس واقعي صداي مردم در مجلس باشم تا بدين گونه مرهمي بر زخمهاي حقير و شما بزرگواران بنهم

اعتقاد راسخ دارم کسي که صادقانه به پيش مي رود پيروز است حتي اگر جو را بر عليه اش مغشوش کنند

سخني با همفکران

* عزيزان ، عکس و پوستر هيچ کانديدي را پاره نکنيد و به شخصيت کسي توهين ننمائيد . هر کانديدي ، بلکه هر انساني در جاي خود ، بزرگوارو قابل احترام است. لطفا حرمت و شخصيت همه کانديداها را با هر مرام و مسلکي که باشند حفظ نماييد.

*در هيچ جا براي ما جلسه اي برگزار نکنيد که در آن کسي با سوگند خوردن ، مجبور به راي دادن باشد . باخت

با راي آزاد ، شيرين تر و گوارا تر از راي اجباري است .

خريدن حتي يک راي براي ما از سوي هر کسي و به هر نحوي، ظلم در حق ماست و ما چنين کسي را در دنيا و آخرت نخواهيم بخشيد.

از لطف تک تک شما ممنونيم . اگر به دنبال نيکي و کمک هستيد ( که فرستادن ما را به مجلس خوب مي پنداريد) به جاي هزينه کردن براي ما مي توانيد چندين زوج جوان را بر سر سفره عقد بنشانيد يا اينکه آشنايان مستمندتان را در يابيد . پس ما در هيچ کجا ستاد انتخاباتي و ريخت و پاش نمي خواهيم ، تنها در مورد افکار و ايده هاي ما اطلاع رساني درست نماييد

بزرگواراني کم بودن سن مارا بهانه قرار مي دهند . ما نمي خواهيم و در حدي نيستيم که حقير را با کسي قياس نمائيم اما در جوابشان بگوئيد : پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) فرماندهي بزرگترين سپاه اسلام در زمان حيات مبارکشان را به اسامه هجده ساله سپرد

ما که صادقانه ، حجتمان را براي شناساندن گوشه اي از افکارمان تمام کرديم ، شما چگونه نداي وجدانتان را پاسخ مي دهيد؟

برگرفته ار سايت ايلام بيست

درد دلي بامردم استان ايلام

با سلام خدمت مردم هميشه در صحنه استان ايلام که باعث افتخاري ديگر براي استان و کشورشان شدند بايد تبريک گفت به مردمي که به سخنان مقام معظم رهبري لبيک گفتند و با حضوردرانتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي دشمنان را مايوس تر ازگذشته کردندووفاداری خود را به آرمان‌های امام راحل و انقلاب ثابت کردند. اما با توجه به اينکه انتخابات مجلس شوراي اسلامي در استان ايلام به دور دوم کشيده شده است مردم بايد با بصيرت و هوشياري بيشتر براي چهار سال سرنوشت خود را به دست کساني که بتوانند راهگشاي مشکلاتي که گريبانگيرشان هست بسپارند. ما نبايد همانند ساليان گذشته کساني را که فقط به دنبال اهداف شخصي و جناحي خويش بودند انتخاب کنيم. ديگر فرصت سوزي  بس است با کساني که فقط مي خواهند براي اين چند روز بادادن وعده وعيدهاي پوچ و بي اساس به جوانان تحصيل کرده و مردم محروم،  خودشان راهر طوري شده به کرسي رنگين  مجلس برسانند همراه نشويم و به خاطر منافع شخصي استانمان  را براي چهارسال ارزشمند به دست افرادي نالايق و ناکارآمد نسپاريم افلاطون مي گويند : امتحان کنيد مرد رابه فعل او،نه به قول او همچنين امام حسين (ع)مي فرمايند:هر که را کمتر فکر مي کندبيشتر حرف مي زند. پس بيايد که کساني که سخنانشان بيشتر به عمل نزديک است و واقعا شعارگرا نيستند انتخاب کنيم. من هميشه براي استانم به خاطر اين وضعيت اسفناکي که در زمينه خودکشي،بيکاري ،اعتياد،نااميدي،ناامني،فقرو... که گريبانگيرش شده غبطه مي خورم وايلام را به کَشتي غول پيکري تشبيه مي کنم که در آن انواع امکانات وجود دارد ولي متاسفانه کسي نيست که اين کشتي با اين ذخاير عظيم به سرمنزل مقصود برساند و متاسفانه تمام کساني که تا امروز ناخداي اين کشتي طلايي شده اند بيشتر دوست داشته اند بدون توجه به خواسته ومشکلات مسافران اين کشتي که مردم ساده دل استانمان هستنند آنرا بدون هيچ خرد وتدبيري به هر سويي که منافعشان اقتضا مي­کنند پيش ببرند. به نظرم ديگر فرصتي براي  از دست دادن نداريم و بايد افرادتحصيل کرده و مردم فهيم استان ايلام که در اين کشتي هستند احساس مسئوليت کنندو نگذارندکه سکانداري کشتي بدست افرادي بيفتدکه آنرا به ورطه غرق شدن نزديک ترکنند. انشالله که مردم هميشه محروم ولي با استعداد استان ايلام با کمک و همفکري همديگر اين کشتي را به ساحل برسانند.  

رای نهایی نفر اول تا بیست و پنجم حوزه شمالی استان ایلام

رای نهایی نفر اول تا بیست و پنجم حوزه شمالی استان ایلام

آرای نهایی نفر اول تا بیست و پنجم حوزه شمالی استان ایلام به ترتیب زیر می باشد. ضمناً در این حوزه فریدون همتی ، احمد شوهانی ، داریوش قنبری و علی اکبر متین به دور دوم راه یافتند.

1- فریدون همتی با کسب 41 هزار 845  رای

2- احمد شوهانی با کسب 39 هزار و 331 رای

3- داریوش قنبری با کسب 31 هزار و 280 رای

4 -  علی‌اکبر متین با کسب 30 هزار و 752 رای

5- عمران علی محمدی 29 هزار و 583 رای

6- علی اکبر بسطامی 23 هزار و 820  رای

7- خانم  فلاحی 18 هزار و 440رای

8- مسلم محمدیان 16 هزار  698رای

9- محسن عباسی 13 هزار و 959 رای

10 - علی یاری 13 هزار و 247 رای

11 - سیاوش مرادی 12 هزار و 972 رای

12- بخشی پور 12 هزار و 908 رای

13 - ناصرزاده 11 هزار  و 237 رای

14 - حسین منتظری 9 هزار و 833 رای

15 - شاپور پولادی 8 هزار و 433 رای

16 - یاسان ملکی 7 هزار  و 973رای

17 - روح ا... عبدخانی 6 هزار و 650 رای

18 - صادقیان 6 هزار و 400 رای

19 - جعفر نریمانی 3 هزار  و 362 رای

20 - خیراله رستمی 3 هزار و 70 رای

21 - عظیم کریمی 2 هزار  و 714 رای

22 - جمالوندی یک هزار  304  رای

23 - برتنی یک هزار و 32 رای

24 - محمدزاده  302 رای

25 - رحیمی 298 رای

منبع: http://www.gharbonline.ir

شهدای فوتبالیست چوار

 یکی از این رویدادهای مهم در طول جنگ تحمیلی ایران و عراق در 23بهمن 1365 در استان ایلام  رخ داد، حادثه ای که در تاریخ ورزش کشور نظیر ندارد.چرا که در حین برگزاری فوتبال «منتخب چَوار» و «منتخب جوانان استان ایلام» در حمله ای ناجوانمردانه هواپیماهای نظامی عراقی فوتبالیست ها و تماشاچیان بی گناه را  مورد اصابت موشکهای خود قرار دادند. 

در این حادثه غم انگیز 9 فوتبالیست، 1 داور و 4  تماشاگر به درجه رفیع  شهادت رسیدند اما این رویداد در تاریخ ورزش کشور به کلی فراموش گشته است. نکته جالب توجه این  است که هنوز بسیاری از مسئولان کشوری  از وقوع چنین حادثه ای در استان ایلام خبر ندارند.

از کلیه عزیزان بویژه جناب آقای حجت الله هاشم بیگی باید تقدیر و تشکر ویژه نمود که سعی در معرفی  شهدای مظلوم زمین فوتبال چوار داشته اند.

از مسئولین محترم  استانی و کشوری علی الخصوص فدارسیون فوتبال استدعا داریم نسبت به ثبت  این واقعه  مهم ورزشی اقدامات لازم را انجام دهند.

 

بررسي وضعيت بودجه استان ايلام در سال 1390

بررسي وضعيت بودجه استان ايلام در سال 1390


بودجه واژه‌اي فرانسوي است که به صورت عمومي به ليستي از تمامي درآمدها و هزينه‌ها اطلاق مي‌گردد ، بودجه مهم ترين سند مالي دولت است. هدف بودجه به طور خلاصه عبارت است از : پيش بيني درآمدها و مخارج همچنين مقايسه عملکرد واقعي و پيش بيني شده بودجه در آينده است و در حقيقت بودجه برنامه مالي دولت براي يک سال مالي مي‌باشد .

سند بودجه در کشور شامل دو بخش می باشد:1- بودجه هزینه ای یا جاری که صرف حقوق و مزایایی پرسنلی  همچنین امور جاری دستگاه های اجرایی می شود 2-بودجه عمرانی (تملک داراییهای سرمایه ای)که شامل دو بخش بودجه عمرانی استانی که در بین استانهای کشور تقسیم شده و بودجه عمرانی ملی که صرف پروژه ها و طرحهای عمرانی  می شود که ابعاد ملی دارند.
با توجه به نزديک شدن به زمان ارائه لايحه بودجه سال91 و اهميت توجه مديريت استان و نمايندگان مردم در مجلس در اين يادداشت به بررسي وضعيت بودجه عمراني (تملک دارايي هاي سرمايه اي )   و درآمدهاي استانهاي مختلف کشور در سال 1390 پرداخته و وضعيت استان ايلام مورد بررسي قرار مي گيرد.
جدول (1) جمعيت استانهاي کشور را نشان مي دهد که استان تهران پرجمعيت ترين و ايلام کم جمعيت ترين استان کشور است.(آمار سال 1389)
 

جدول (2) وضعيت بودجه عمراني و رتبه بندي استانهاي کشور را نشان مي دهد که استان خوزستان بالاترين سهم بودجه عمراني در سال 90 را به خود اختصاص داده و استان ايلام بيست و دومين استان کشور از نظر بودجه عمراني بوده است اگر بودجه عمراني را تقسيم بر جمعيت استانها کنيم مقدار بودجه عمراني سرانه آنها به دست مي آيد جدول(3) وضعيت بودجه عمراني سرانه استانهاي کشور را نشان مي دهد در اين رتبه بندي بوشهر و کهگيلويه و بويراحمد بالاترين سهم بودجه عمراني کشور را داشته اند و ايلام در رتبه سوم استانهاي کشور در اين زمينه قرار دارد.

جدول(4) وضعيت درآمد استانهاي کشور را نشان مي دهد(البته پيش بيني درآمدي است ) که استان تهران بالاترين ميزان و ايلام کمترين ميزان پيش بيني تحقق درآمدهاي کشور را داشته اند اين در حالي است که از نظر سرانه همانگونه که در جدول (5) نشان داده شده استان ايلام نوزدهمين استان کشور بوده است.

نتيجه گيري:
1-ايلام از نظر بودجه عمراني  که مهم ترين نقش را در توسعه استانهاي کشور دارد امسال در رتبه بیست و دوم کشور بوده است اين در حالي است که از نظر بسياري از شاخص هاي توسعه و رفاه آخرين استان کشور مي باشد .
2-اين تحليل فقط مربوط به اعتبارات عمراني استاني بوده است در حالي که حجم بسيار زيادي از اعتبارات عمراني به صورت ملي مي باشد که نيازمند تعريف پروژه هاي عمراني- ملي براي استان و اخذ مجوزهاي قانوني است.
3-استان از نظر درآمد سرانه و نقش در اقتصاد ملي جايگاه مناسبي دارد(رتبه نوزدهم) لذا مي طلبد متناسب با اين نقش بودجه عمراني آن نيز افزايش يابد اين نقش آفريني در حوزه نفت و گاز بسيار پررنگ مي باشد .
4-با وجود تلاش هاي زياد براي تعريف بودجه هاي عملياتي يا بر مبناي منطق فازي کماکان نقش چانه زني در اخذ اعتبار براي استانها مهم ترين موضوع است لذا تلاش مديران ارشد استان و نمايندگان براي سال آتي با توجه به قرار گيري در زمان ارائه لايحه بودجه و تصويب آن در مجلس ضروري است که از يک طرف عمق توسعه نيافتگي استان و محدوديتها و محروميتها به درستي تشريح و از ديگر سو حجم اعتبارات عمراني- هزينه اي و ملي ايلام را افزايش دهند که اين مهم نيازمند تعامل مناسب با کارشناسان و مديران معاونت راهبردي رئيس جمهور در دولت و اعضاي کميسيون تلفيق بودجه ساليانه در مجلس است.
5- به نظر مي رسد با وجود محدود بودن بودجه از طرفي ضعف اقتصاد داخلي استان همين اعتبارات فعلي نيز به درستي مديريت منابع نشده اند به گونه اي که حجم طرحهاي ناتمام بسيار زياد بوده از طرفي هزينه کرد اعتبارات نمود عيني چنداني در سطح اشتغال، توليد و توسعه زيرساختها نداشته است.

6- تخصیص اعتبار  با روش کنونی و  برمبنای جمعیت بزرگترین ضربه را به استانهای محروم و کوچک کشور مانند ایلام زده است در حالی که استفاده از تخصیص بر مبنای ضریب محرومیت و توسعه نیافتگی  عادلانه تر بوده و می تواند گسل موجود بین مناطق کشور را تا حدودی تعدیل کند.
*منابع مورد استفاده :
1-آمار جمعيت -سايت مرکز آمار ايران
2-سند بودجه 1390
3- سايت ويکي پديا

نویسنده:علی حیات نیا

مراسم فاتحه خوانی يا کمپين انتخاباتی؟

مراسم فاتحه خوانی يا کمپين انتخاباتی؟

بازهم تب و تاب انتخابات شروع شد و زمزمه فعالان انتخابات کم کم به گوش می رسد . منوال دوره های قبل در استان ایلام فعالیتهای انتخاباتی خیلی زود هنگام شروع می شود.حضور در مراسم های فاتحه خوانی ودیگر مجالس همه حکایت از شروع بهاری پر ماجرا برای سیاسیون استانمان است. شادی ها وعزاداری ها دوباره میدان مبارزه شده اند. مبارزه ی انتخاباتی برای رسیدن به صندلی های رنگین بهارستان و نمایندگی مردمی که اکنون آرام و ساکت این جوش و خروش  نامزدهای انتخاباتی را به تماشا نشسته اند . آنها می خواهند از هر طریق که شده  نمایندگی مردم  محروم و ساده دل  استان را در مجلس بدست آورند.خیلی ازنامزدهای انتخاباتی  بدون داشتن برنامه مدون درراستای بهبود وضعیت مردم و توسعه استان با دادن شعارهای واقعا بی پایه و اساس که خودشان هم به آن اعتقاد ندارند به دنبال سوءاستفاده از مردم  همیشه محروم، زجر کشیده  و چشم به راه  استان هستند.

 نامزدهای انتخاباتی با سفر به دور افتاده ترین روستاها و مناطق که تاکنون اسم آن را نشنیده اند  با حضور در مراسمات فاتحه خوانی بدنبال بدست آوردن رای مردم هستند.آنها در این مراسمات درحا لیکه هیچ برنامه برای بهبود وضعیت نابسامان اقتصادی واجتماعی مردم آن مناطق ندارند با دادن شعارهای خطرناک طایفه گرایانه و قبیله گرایانه  بدنبال اهداف شخصی خویش  می باشند. همچنین نامزدهای انتخاباتی  با دادن قولهای درامر اشتغال به جوانان تحصیل کرده بیکار سعی می کنند آنها را به سمت سوی خود بکشانند  ولی همانطورکه در دوره های قبل دیده ایم پس از انتخابات، نمایندگان نه تنها برای اشتغال آنها کاری انجام نمی دهند  بلکه با دادن جوابهای سر بالا  با این جوانان با استعداد و تحصیل کرده برخورد می کنند و آنها را نا امید تر می کنند.

 لذا  از مردم شریف استان ایلام خواهشمندیم در این دوره از انتخابات  مجلس به دور از تعصب قبیله ای واحساسات که تاکنون بیشترین ضربه را به استان زده و باعث شده  از این راه افرادی .........به مجلس راپیداکنند که نتوانسته اند گامی اساسی برای رفع مشکلات مردم بردارند، رای بدهند چرا که آزمودن را آزمودن خطاست.استان ایلام  با داشتن این همه نیروی انسانی تحصیل کرده بیکار، منابع غنی نفت و گاز وطبیعت بکرو دست نخورده به نمایندگانی با برنامه کارشناسی شده نیاز دارد به کسانی نیاز دارد که خواسته های مردم همیشه محروم رابه با راهکارهای درست و سنجیده به گوش مسئولین برساند.استان ایلام به نماینده ای نیاز دارد که فارغ از جناح بندی های سیاسی  مشکلات استان را حل کند.آرزومندیم در این دوره مردم شریف استان ایلام با تعقل و خرد بیشتر و به دور از تعصبات قبیله ای  کسانی را به عنوان نماینده ایلام روانه مجلس نمایند که شایستگی لازم راداشته وراهگشای مشکلات استان باشند.

شعری در وصف لیدر های انتخاباتی

یکی از خوانندگان خوش ذوق پایگاه اطلاع رسانی " عصردنا " سروده ای در قالب شعرنو نیمایی سرائیده که خواندن این سروده خالی از لطف نیست. وی آن را تقدیم به لیدرهای نامزدهای انتخاباتی نموده است..

 من لیدر نماینده ام/ انقلاب که شد ، من آن را زیاد جدی نگرفتم ، چون اهل این سرو صداها نبودم / منتظر ماندم تا جنگ تمام شود و پایه های انقلاب قوی شود و آنگاه که جنگ تمام شد برای من انقلاب آغاز شد چون تازه می شد کمی پول درآورد/ من و خانواده ام از هشت سال جنگ سربلند بیرون آمدیم چون حتی یک ترکش هم نخوردیم اصلا جنگ در شان ما لیدرهای روشن نیست/ بعد از جنگ هشت سال با کارگزاران حال کردم و هشت سال بعد هم چون پوست پیاز اصلاح طلبان هم نبودم مجبور شدم با کمی امرار معاش میلیاردر شوم/ سیاست از نوع درون طایفه ای عشق من است اصلا سیاست عین جیب من است من در تولید تفکر همیشه جلو بوده ام یکروز من سردسیری می شدم یکی گرمسیری و بعد باهم استان را بسمت دروازه های پیشرفت می بردیم و مستضعیفن هم به حرمت ریش های بی ریشه مان سرد و گرم می شدند/ یکروز من بومی شدم و دشمنان سیاستمان را که عین جیبمان بود غیربومی می خواندم و تلاش می کردم پیروز نهایی باز هم ما باشیم/ اصلا به دنیا آمده ام که پیروز باشم چون من یک لیدرم و این تنها شغل من است/ من هرغلطی دلم خواست می کنم من عامل پیشرفت همه روستاها بوده ام من هستم که تعیین می کنم چه کسی مدیر باشد چه کسی مغضوب/ من معیار سنجش انقلابی بودن هستم انقلابی بودن این نیست که انقلاب کرده باشی یا هشت سال جنگیده باشی یا حامی مستضعفین باشی انقلابی بودن این است که به ما رای داده باشی / اصلا من تعیین می کنم چه کسی با ماست و چه کسی باطل ، خداوند من را حفظ کند من و همسرم از داردنیا فقط همین یک استان محروم را داریم/ پس من لیدری از منطقه محرومم، پس راننده من – پرستار من – باغبان من همه و همه محرومند/ من هرچهار سال یکبار دست و دلباز می شوم هرچهار سال یکبار تمام کائنات را می گردم تا بهانه ای بیابم و با تمام مردم فامیل شوم/ من چند ماه تلاش می کنم تا چهار سال راحت بتوانم خرج بخور و نمیری درآورم / هرچهار سال یکبار زمین و زمان را به هم می بافم تا ثابت کنم ما چقدر پاکیم و مخالفان چقدر کثیف/ من برای تمام مردگان سرزمینم فاتحه خوانده ام اصلا یکی از شغل های من فاتحه خوانی است چند ماه به همه احترام می گذارم تا چهار سال احترام گذاشتن به من برهمه واجب شود/ چند ماه به همه کوره دهات های دوردست می روم تا چهار سال چشم امید همه کوره دهاتی ها به من باشد چند ماه به همه ، همه طور قول می دهم تا چهار سال به تمام قول هایی که به خانواده ام داده ام عمل کنم/ چند ماه ولخرجی می کنم سفره می کشم تاچهار سال سر سفره های رنگین بنشینم / چند ماه همه محرومین هم طایفه ای من می شوند تا چهارسال طایفه ام به نان و نوایی برسند و هیچکس در طایفه ام بیکار نباشد/ معیار بزرگی نزد ما تعداد رای است نه تقوی / هریک رائیش بیش منزلتش بیشتر این شعار ماست و ما تا آخر برروی این آرمان ایستاده ایم/ اگر تمام انقلاب را خط به خط بگردند نامی از من و خانواده ام نمی بینید این معنی ما واقعا آدم های پاکی هستیم/ خدایا من یک لیدر محرومم ، از یک منطقه محروم خدایا به خاطر این همه محرومیت کمک کن تا امسال هم پیروز شویم.
 
  BLOGFA.COM