تاریخی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی
 

فرهنگ رفتاری دولت ها و  ملت ها در جهان پس از کرونا

فرهنگ رفتاری دولت ها و  ملت ها در جهان پس از کرونا

علی جعفری داجیوندی- بحران کرونا امروزه به مهمترین و چالش برانگیزترین مسئله روز ایران و کل جهان تبدیل گردیده است. ویل دورانت نزدیک به یک قرن پیش در رابطه با بحران هایی که در آینده گریبانگیر بشر می شود پیش بینی جالب و قابل تاملی نمود وی گفت: « از کجا معلوم است که این باکتری ها (ویروسی ها) که با این صیر و شکیبایی به ما حمله می کنند روزی بر ما غالب نشوند. وی اعتقاد داشت بزرگترین دشمن انسان را باید با میکروسکوپ دید» بنابراین حتی با پشت سر گذراندن بحران کرونا، برای جلوگیری از صدمات بیشتر و کنترل بحرانهایی نظیر کرونا باید دولت ها و ملت ها نگرش و تفکر رفتاری خود  را تغییر دهند و از این بحران درسهایی بگیرند. مسئله کرونا در ظهور و بروز فرهنگ رفتاری متفاوت دولت ها و ملت ها در جهان پس از کرونا نقش اساسی و مهمی خواهد داشت که در ذیل به اصلی ترین آنها اشاره می گردد:

  1. بحران کرونا نشان داد تصمیمات و رفتارهای سیاسی جزیره ای و ناهماهنگ بدون پشتوانه کارشناسی و تخصصی نمی تواند باعث متوقف کردن حوادث و اتفاقات ناگوار عالم گیر شود. در آینده ضروریست در برخورد با هر بحرانی، صداقت و خرد جمعی سر لوحه اقدامات قرار گیرد.
  2. بحران کرونا به دولتمردان و سیاستگذاران این نکته مهم را گوشزد کرد که باید هرچه زودتر سیاست و نگرش  تمرکز گرایی را کنار بگذارند و امکانات و زیر ساختهای بهداشتی- رفاهی برای تمام مناطق بطور عادلانه فراهم کنند.
  3. بحران کرونا ثابت کرد فاصله طبقاتی شدید و بی توجهی به اقشار پایین جامعه باعث ایجاد مشکلات حادی می گردد که در صورت رفع نکردن آن، با وقوع بحران هایی نظیر کرونا همه افراد جامعه اعم از فقیر و غنی، مسئول و غیر مسئول متضرر می شوند.  
  4. با وقوع بحران کرونا دولت ها و ملت ها خصوصاً غربی ها به این مسئله پی بردند که تمام ملت ها به قول سعدی مانند یک پیکر هستند که با کمک همدیگر می توانند بر بحرانهای جهانی غلبه کنند، لذا این رفتار باید تقویت شود که مواقع بحرانی حس انسان دوستی و کمک به همنوع میان تمام  اقشار جامعه ظهور و بروز کند.
  5. بحران کرونا نشان داد توجه ویژه به فرهنگ و اختصاص بودجه مکفی به آن امری بسیار حیاتی می باشد زیرا در صورت نبود فرهنگ رفتاری صحیح -حتی با وجود امکانات- نمی توان بر بحران ها غلبه کرد.
  6. کرونا به همگان ثابت کرد غرق شدن در لذات دنیوی نمی تواند تمام و کمال آرزوی یک انسان باشد و با ساختن کاخهای پوشالی و وقع ننهادن به بسیاری از آداب و اعمال دینی هرگز نمی توان بر بحران ها غلبه و به آرامش حقیقی رسید. 
  7. بحران کرونا به ما نشان داد که بالاترین وظیفه حاکمیت تنها  قانون گذاری و امر و نهی کردن نیست بلکه توجه به  تعلیم و آموزش همگانی، اصل و اساس حل هر بحرانی خواهد بود.  
  8. اهمیت خانواده در بحران کرونا بیش از پیش نمایان شد خانواده به عنوان واحد فرهنگی کشور، اهمیت  آن  از دولت هم بیشتر است، زیرا خانواده ها با داشتن رفتاری صحیح و اصولی می توانند فرزندان و اطرافیانشان را از بحران مصون نگه دارند.
  9. بحران کرونا به همگان فهمانید که کم رنگ کردن دین در جوامع  باعث ایجاد مشکلات حاد ناامنی روانی می گردد و تاکید صرف به علم نمی تواند یک بحران را در جامعه حل کند لذا نتیجه منطقی که از این بحران می توان گرفت این است که هم به علم و هم به دین احتیاج داریم، بنابراین این دو مکمل و نه جایگزین یکدیگر هستند.
  10. بحران کرونا نشان داد دین آنچنان قدرتی دارد که می تواند به راحتی رفتار و اخلاق دولت ها و ملتهای لائیک را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد، به قول پلوتارک«بنای شهری بدون زمین آسانتر است از بنای دولتی بدون دین». در واقع پس از کرونا اهمیت و جایگاه حقیقی دین برای بشر با هر رنگ، نژاد، مذهب و تفکری به خوبی نمایان شد.
  11. بحران کرونا نشان داد محتواهای بدون پشتوانه علمی و استفاده از دیدگاه های منجی گرایانه انحرافی هیچگونه اثر بخشی برای حل بحران ندارد لذا فرهنگ های رفتاری عامه پسند و خرافی هیچ جایگاهی در مواقع بحرانی نخواهند داشت. بنابراین جهت جلوگیری از سوء استفاده ها و تخریب ها باید اهمیت و ارزش واقعی دین به نحو احسن به افراد جامعه آموزش داده شود.
  12. در عصر مدرنیته که بسیاری در لذات دنیوی و غرور کاذب غوطه ور هستند بحران کرونا در آنی ما را به این فکر عمیق فرو برد که باید برای پیری جمعیت، تنهایی افراد، اضطراب و استرس، رشد بی رویه بی اعتمادی ها و تکثر مرجعیت های بی نهایت، چاره اندیشی کرد.
  13. بحران کرونا برای همه دولت ها و ملت ها این مسئله مهم را روشن کرد که باید از رفتارها و آینده نگری های سطحی و شتاب زده پرهیز شود و برای کشورهای بحران خیزی مانند ایران آینده نگری های اصولی با پشتوانه کارشناسی و قابل اجرا امری لازم و ضروری است.  

در مجموع باید گفت بحران کرونا نکات بسیار زیادی به ما یادآوری کرد. اگر این بحران رخ نمی داد انسان مغرورانه و سرمست از پیشرفت ها و تکنولوژی ها رو به جلو می رفت و شاید هرگز به رفتارها و اشتباهاتش پی نمی برد. موارد 13 گانه ای که در پی تاثیرات بحران کرونا بر فرهنگ رفتاری دولت ها و ملت ها  بدانها اشاره گردید هر کدام کارهای تحقیقاتی گسترده ای در حوزه فرهنگ، اقتصاد، سیاست، دین و ... می طلبد. لازم است پژوهشگران و صاحبنظران فرصت را غنمیت شمرده، برای کمک به رشد و ترقی جوامع خود وارد عمل شوند که در صورت بوجود آمدن بحران هایی دیگر؛ که غیر محتمل نیز نخواهد بود، با کمترین آسیب و بهترین عمکلرد بحران ها را پشت سر بگذاریم.

منبع:

www.farsnews.ir/news/13990131000518

جاذبه های گردشگری شهرستان هلیلان

معرفی تصویری شهرستان هلیلان 

شهرستان هلیلان با جمعیتی بالغ بر 20 هزار نفر در میان سه استان ایلام، کرمانشاه و لرستان قرار دارد. مردم این دیار کهن به زبان لکی تلکم کرده و شغل اکثر مردم کشاورزی و دامداری است. 

.

تصویری از شهر توحید مرکز شهرستان هلیلان 

 طبیعت روستای کلاته

 

 

 روستای زیبای پله کبود(پله کاو)

 

 روستای دارپروشه( دوآب)در کنار رودخانه سیمره

 

 

 روستای جوبشهر(شیراوند) 

 

 روستای تخم بلوط علیا

 

طبیعت زیبای زیر تنگ شاهبداغ - داجیوند

 

 

 روستای ظاهروند- داجیوند

 

 

تصاویری از طبیعت زیبای داجیوند

 

روستاهای مهدیه و شهبازوند

چشمه آب گرم روستای وربر هلیلان 

 

 


تپه چشمه ماهی یا با نام واقعی کنی مای (چشمه مقدس یا ماد)مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد است و در  بخش هلیلان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۴۸ با شمارهٔ ثبت ۸۴۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

سامان و چشمه ماهی

روستای چشمه ماهی ( کَنی مای)

 

 

چشمه آب معدنی (چرچره) روستای چشمه ماهی

 کاشت هنداونه در دشت هلیلان

 

رودخانه سیمره 

 

رودخانه جزمان در هلیلان

 

 

    روستای سرچم  مرکز دهستان داربید

 

منطقه هماملان معروف به تنگه گنج ها در دهستان داربید

 

نمایی زیبا از کوه کران بزان

 

 زردلان روستای میدر علیا

 پل سیمره مرز کوهدشت و  هلیلان

 

 

مرقد امام زاده محمد شهرستان کوهدشت که به علت نزدیکی به هلیلان به شاهزاده محمد هلیران شناخته می شود.

 

 دره شگفت انگیز شیرز زردلان

قلعه سام 

جغرافیای شهرستان هلیلان

هیئت وزیران در جلسه ۸ دی ۱۳۹۸ به پیشنهاد وزارت کشور و به استناد ماده (۱۳) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری - مصوب ۱۳۶۲- با «ایجاد شهرستان هلیلان در استان ایلام» موافقت نمود.

تقسیمات جغرافیایی آن بدین صورت است:

1) دهستان داجیوند از ترکیب روستاهای زیر: 

۱- مهدیه ۲- تازه‌آباد ۳- زیرخاکی ۴- ماهیزان سفلی ۵- ماهیزان علیا ۶- گراب ۷- تخم بلوط علیا ۸- شهبازوند ۹- تخم بلوط سفلی ۱۰- ظاهروند سفلی ۱۱- دره باریک ۱۲- ظاهروند علیا ۱۳- چم ‏زرد ماهیزان ۱۴- ماهیزان ورمحمد.روستای مهدیه مرکز دهستان داجیوند  می باشد.

2) دهستان گوران با مرکزیت روستای شیراوند می باشد.

3)  دهستان داربید از ترکیب روستاهای زیر:

۱- سرچم ۲- داربید کرنی ۳- سامان ۴- چشمه ماهی ۵- خورده چشمه ۶- شهرک امام ۷- جوی شله ۸- چم شیراوندی ۹- ورچشمه ۱۰- پچی کبود. روستای سرچم مرکز دهستان داربید  می باشد.

 4) دهستان‌ زردلان با مرکزیت روستای پیاز آباد می باشد.

بنابراین شهرستان هلیلان از ترکیب بخش‌های زیر در استان ایلام ایجاد می‌شود:

۱- بخش مرکزی شامل دهستان‌های گوران، داجیوند و شهر توحید با مرکزیت شهر توحید

۲ - بخش جزمان شامل دهستان‌های زردلان و داربید با مرکزیت چشمه ماهی

باید یاد آوری نمود که شهر توحید به عنوان مرکز شهرستان تازه تاسیس هلیلان تعیین گردیده است.

نحوه مواجهه و مقابله مردم و حکومت با بیماری های واگیر در عصر قاجار   

نحوه مواجهه و مقابله مردم و حکومت با بیماری های واگیر در عصر قاجار   

با رجوع به کتب خاطرات و اسنادی که از دوره قاجار برجای مانده می توان پی برد که مردم و حکومت قاجاریه در مواجهه و مقابله با بیماری های واگیردار مانند انواع تب، وبا، طاعون و ... چه عکس العملی  از خود نشان می دادند که در ذیل به چند مورد آنها اشاره می گردد: 

1) احتشام السطنه از درباریان عصر قاجار درباره نحوه مواجهه با بیماری واگیردار وبا در کتاب خاطراتس اورده است که « بدون هیچ گونه اقدامی همه اعم از شاه و مردم هیچ یک هدف معینی ندارند و مقصد خویش را نمی‌شناسند».

گرترود بل سیاح انگلیسی در کتابش به نام تصویرهایی از ایران درباره نحوه مواجهه مردم  و حکومت با بیماری واگیر وبا که در سال 1309 تهران و سایر شهرها را در بر گرفته بود می گوید: «قرنطینه سهل‌انگارانه‌ای بر تهران و ناحیه آلوده ایجاد شد... افراد خوشبین سر تکان می‌دادند و زیر لب می‌گفتند تهران مصون خواهد ماند، محال است به تهران برسد... و سرانجام در یک لحظه راه دریای خزر را تصرف کرد و همچون متخصص جنگی زیرکی شهر را در حلقه محاصره خود گرفت. آنگاه مردم نفس‌ها را در سینه حبس و آرزو کردند دوره بی‌تکلیفی پایان یافته و روز چاره‌ناپذیر فرا رسد».

 کنت دو گوبینو سیاح فرانسوی که از نزدیک شاهد بیماری واگیر وبا در عصر ناصرالدین شاه قاجار بوده درباره مواجهه  مردم، شاه و درباریان با این بیماری خطرناک و همه گیر می نویسد:« در تهران آماری برای تعیین شمار بیماران وجود ندارد مع ذلک من تصور می‌نمایم که بیش از یک‌سوم سکنه شهر تهران بر اثر وبا مردند... اصول قرنطینه که حتی در اعصار قدیم هم معمول بوده در این کشور(ایران) معمول نیست و به همین جهت یک بیماری مسری به سرعت برق در اطراف کشور منتشر می‌گردد».

با بررسی اسناد دوره قاجار گزارشات مهمی از نحوه مواجهه و مقابله حکومت قاجار با بیماری های واگیر دار بدست می آید. در سال 1252هجری قمری  که در ایران وبای سختی آمده بود مردم به محمدشاه قاجار نامه نوشتند که « قبل از ناخوشی همه خلق و رعایای مملکت امیدوار بودند که حافظ مردم  دولت است، زیرا احتیاج کل به دربخانه است پس اهل دربخانه باید کسانی باشند که از عهده مهمات این مملکت برآیند و تدبیر  روش بینی داشته باشند. لیکن در این مصیبت خلاف آن رفتار به ظهور رسید. اهل درب خانه پراکنده و متفرق شدند و امورات لازم را به تعویق انداختند... و از این روست که امروز در پایتخت شکایت است و کار مردم به فقر وهلاکت کشیده است.

شاهان و درباریان هنگام شیوه بیماری های واگیر دار اغلب مواقع بدون این که به فکر چاره ای برای حل بحران باشند فرار را بر قرار ترجیح می دادند طبق گفته های اعتماد السلطنه در سال 1260- 1263هجری قمری بار دیگر بیماری واگیردار وبا در تهران شیوع گسترده ای یافت«شاه با خواصش به لواسان رفت و در شهر تعداد زیادی بر اثر بیماری تلف شدند».     

جیمز فریزر سیاح اروپائی که در سال 1237هجری قمری همزمان با شیوع وبا در شیراز حضور داشته نحوه مواجهه و مقابله مردم با این بیماری مهلک و خطرناک را این گونه تشریح می کند: «...بسیاری از مردم این گونه پنداشتند که محافظت از آنان از وبا میتوان مصرف مشروبات باشد لذا خود را حریصانه مست می کردند و تحت تاثیر آن با جارو جنجال به خیابانها می ریختند در حالی که تعدادی نیز از نتیجه افراط در مشروب جسور می شدند و حریف قابل لمسی را در برابر خود مجسم می کردند و وحشیانه با صدای بلند داد می زدند که بیماری کجاست، بگذارید این ناخوشی وحشتناک خود را نشان دهد تا با او بجنگیم و او را از پای در آوریم». 

از مجموع گزارشات فوق در زمینه مواجهه مردم و حکومت با بیماری های واگیر دار این چنین میتوان استنباط کرد که:

اولاً شاهان و کارگزاران قاجار با این که هر سال بطور متوالی شاهد بیماری های واگیر دار در کشور بودند با بی توجهی و سهل انگاری هرگز به فکر چاره اندیشی اساسی برای حل معضل نبودند.

دوماً مردم به خاطر نبود امکانات بهداشتی و  عدم رعایت بهداشت فردی، قربانیان اصلی بیماری های واگیردار بودند.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره بیماری های واگیردار در عصر قاجار میتوان به کتب و مقالات ذیل رجوع گردد:

1. مقاله «بررسی و تحلیل پراکندگی بیماری های وبا و طاعون در ایران و تاثیر آنها بر گسترش بحرانهای اجتماعی1210- 1264ه.ق» نوشته دکتر علی اکبر جعفری و نسرین فروغی 

2. مقاله «تاثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دوره قاجار » نوشته هما ناطق

3 کتاب «مصیبت وبا و بلای حکومت ایران» نوشته هما ناطق

4. کتاب «مواجهه طبابت بومی با بیماری های وبا و طاعون در ایران» نوشته مصطفی کریم خان زند

3.  کتاب «سلامت مردم ایران در دوره قاجار » نوشته ویلم فلور 

 
  BLOGFA.COM