تاریخی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی
 

هُلیلان سرزمین فراموش شده

هلیلان سرزمین فراموش شده

نویسنده: دکتر علی جعفری( داجیوندی)

بخش هُلیلان با دارا بودن بیش از 20 هزار نفر جمعیت یکی از بخشهای محروم و دور افتاده استان ایلام محسوب می گردد که محرومیتش زبانزد خاص و عام است و به صفت محرومیت؛ مشهور است. هلیلان را فقط در موقع انتخابات می شناسند و بس؛ در مدت کوتاهی جولانگاه و محل رفت و آمد کاندیدهای مجلس و مسئولین است ولی متأسفانه از این رفت و آمدها  فقط محرومیت نصیب آن شده و می توان لقب «سرزمین فراموش شده» استان ایلام را  بدان داد.

هلیلان به علت قرار گرفتن در نقطه پیوند سه استان ایلام، کرمانشاه و لرستان، وجود زمین های کشاورزی مناسب و رودخانه سیمره؛ از توانایی بسیاری برای توسعه و عمران برخوردار است و تمام فاکتورهای لازم برای تبدیل شدن به شهرستان را دارا می باشد اما چندین سال است که فقط در زمان انتخابات؛ قول ها و شعارهایی برای شهرستان شدن آن داده می شود که هرگز این وعده به خاطر برخی مسائل، عملی نشده است. هرچند شهرستان شدنِ این بخش؛ مزایای بسیاری برای هلیلان خواهد داشت اما باید این نکته را متذکر شد که مشکل هلیلان فقط با شهرستان شدن حل نخواهد شد بلکه پس از شهرستان شدن نیز باید زیرساختهایی مانند: گاز خانگی، جاده مواصلاتی استاندارد، توجه ویژه به صنعت و کشاورزی، امکانات بهداشتی و رفاهی برای تمام بخشها و روستاههای آن، فراهم و در اولویت قرار گیرد.

هلیلان علیرغم داشتن جوانان با استعداد و شایسته، سهم چندانی در مدیریت استان و کشور ندارد. بیشتر تحصیلکردگان و نخبگان هلیلانی به خاطر کمبودها و بی توجهی ها؛ در حال مهاجرت از هلیلان  هستند و بسیاری از افراد انگیزه ای برای ماندن در این منطقه ی مستعد ندارند. هلیلان، هنوز آرزوی داشتن بسیاری از بدیهی ترین امکانات را دارد. هلیلان  با داشتن جوانان ورزشکار مانند جلیل و خلیل ناصری و خیل کثیری از  دیگر جوانان؛ در آروزی داشتن یک زمین فوتبال و سالن ورزشی مانده است. متأسفانه به دلیل سوء مدیریت و بی توجهی؛ برخی از جوانان هلیلانی به سمت اعتیاد  خانمانسوز گرایش یافته اند در حالیکه چه بسیار جوانان هلیلانی که در صورت وجود امکانات ورزشی و تفریحی،  می توانستند قهرمانانی در سطح جهان باشند اما جای بسی تأسف است که این جوانان به جای قرار گرفتن بر سکوهای قهرمانی به سمت و سوی بیراهه ای به نام اعتیاد رفته اند. بسیاری از مناطق هلیلان مانند داجیوند، پله کبود ، چشمه ماهی، شیراوند، زردلان و... حتی یک سالن ورزشی هم ندارند و فاقد کم ترین امکانات ورزشی هستند. همیشه می پرسند چرا این جوانان به سمت اعتیاد کشیده شده اند؟ اما هیچ کس نمی پرسد چرا این جوانان کار ندارند، چرا نباید امکانات ورزشی برای پر کردن اوقات فراغتشان وجود داشته باشد؟ چرا جوانان تحصیلکرده هلیلانی با وجود تحصیلات عالیه؛ برای گذران زندگی خود و خانواده باید آواره شهرهای دیگر شوند ؟ و هزاران چرای دیگر که باید برای آنها پاسخی قانع کننده و راهکاری سازنده یافت. در پایان بار دیگر از نمایندگان و مسئولین محترم استان و کشور توقع داریم که به این منطقه فراموش شده؛ توجه ویژه ای داشته باشند و در تحقق خواسته های بحق  مردم شریف  هلیلان کوشا و مصمم تر باشند. 

آسيب شناسی نظام اداری ایران

آسیب شناسی نظام اداری ایران از نگاه سفرنامه نویسان عصر قاجار

سیاحان و سفرای زیادی درعصر قاجار به ایران رفت وآمد داشتند که در لابلای کتب خاطرات آنها می توان در رابطه با وضعیت نظام اداری ایران در این دوره به اطلاعات مهمی دست یافت.

هرچند باید دقت نمود که برخی قضاوتهای آنها راجع به نظام اداری ایران شاید اغراق آمیز هم باشد ولی در مجموع از طریق گزارشات همین سفرنامه نویسان خارجی می توانعملکرد نظام اداری ایران در طول تاریخ مورد موشکافی و آسیب شناسی قرار داد که به صورت خلاصه وار گزارشات برخی از آنها در ادامه آورده می شود:

« ویشارد» که به مدت بیست سال از 1890 تا 1910م در دوره سه پادشاه قاجار یعنی ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه ومحمدعلی شاه به عنوان پژشک در ایران بسر می برد در رابطه با نظام اداری ایران در عصر قاجار می گوید: «در زمان مظفرالدین شاه، دربار روز به روز به فساد گرائید وبالطبع خزانه خیلی زود خالی شد و روش تشبث وحقه بازی جایگزین نظم و ضابطه شد بطوری که کسانی که با ماهی 50 دلار گذران زندگی می کردند سر از قصر ها در آوردندو تعداد زیادی اروپایی در عصر مظفرالدین شاه به ادارت دولتی و گمرکات راه یافتند که برای آنها اهمیت نداشت مملکت رو به ورشکستگی کامل برود؛ آنان بدون توجه به اوضاع بحرانی حقوق های کلانی دریافت می کردند.

به گفته دکتر« فووریه»؛ پزشک ناصرالدین شاه، در ایران دائماً اوضاع واحوال به سهولت وبه سرعت تغییر وتبدیل می یابد وبین تخت مقام با تخت تابوت فاصله زیادی وجود ندارد و زنان نقش بسیار مهمی در گرفتن مقام برای همسرانشان دارند.

« لیدی شیل» همسر جستین شیل وزیر مختار انگلیس که در اوائل سلطنت ناصرالدین شاه به مدت سه سال و دو ماه در ایران مشغول فعالیت بودند در کتاب خاطراتش راجع به ضعف قانون و فساد اداری در ایران می نویسد: «آداب و رسوم این مملکت (ایران) یادآور اوضاع قرون گذشته اروپاست، نیروهای نظامی که از نوکران و حقوق بگیران اربابان فئودال تشکیل می شد و زورگویی ها جانشین حکومت قانون بود و همیشه حق را به جانب کسانی می داد که قدرت ونفوذشان بر دیگران می چربید و در چنین جوامعی که در آنها قدرت قانون؛ ضعیف وفساد تشکیلاتی همه جا را فرا گرفته است مردم مملکت محتاج روش دیگری هستند. وی درباره گرفتن حقوقهای نجومی در ایران توسط مدیران در مقایسه با حقوق پرداختی انگلیس می نویسد:«جای بسی تعجب است که حقوق نخست وزیر ایران چهار برابر نخست وزیر انگلیس وحقوق حاکم یک ایالتش برابر با حقوق فرمانفرمای هندوستان بوده است که وزیر مختار انگلیس این مقرری های فاحش عمال دولت را یکی از علل فقر اقتصادی ایران محسوب می دارد».

«هانری رنه» که در سال 1880م به ایران سفر نموده در تایید گفته های شیل در رابطه با نظام اداری ایران عنوان می کند که درایران (عصر قاجار) هر کس به فکر سود شخصی است و قانونی در کار نیست، افراد همگی در هرج ومرج زندگی می کنند.

«دروویل» از دیگر سیاحان در عصر قاجار، راجع به وضعیت نظام اداری ایران در این دوره تاکید دارد که کارکنان ادارات و وزارتخانه ها از هر وسیله و عنوانی برای رسیدن به اهداف شخصی دریغ نورزیده و بیشتر استخدامی ها بدون توجه به تخصص و ضوابط خاصی بوده است.در این میان، دزدی نیز به شدت در دستگاه دولتی رواج داشت.

«کارلا سرنا» که مصادف با سی اُمین سال سلطنت ناصرالدین شاه و وزارت خارجه سپهسالار مدتی در ایران بسر برده دارای اطلاعات بسیار مهمی در رابطه با وضعیت نظام اداری و دربار بود. وی در کتاب خاطراتش می نویسد: «تمامی مقامات بلند پایه و حکام ایالات موظف هستند مبلغی بابت حق امتیاز مسئولیت و مقامی که بر عهده دارند بپردازند که مجموع این درآمدها به صندوق سلطنتی واریز می گردد... از طریق القاب که وسیله ای به قصر سلطنتی است همه می خواهند با دسیسه و هزار دوز وکلک نزد ناصر الدین شاه جایی برای خود دست و پا کنند.در اطراف شاه پیشخدمت های فراونی هستند که حاضر نیستند موقعیت و سمت خود را در دربار با قبول حکومت ها در ایالت ها عوض کنند.این پیشخدمت ها مانند وزیران و سایر مقامات عالی، هر یک دستگاه عریض وطویلی دارند که بلد هستند چگونه از آن استفاده کنند.

به نظر سرنا دو عامل که قبل از هر انگیزه موجب تحرک و اشتغال وزیران ایران می باشد؛ از یک سو خود را همیشه طرف توجه ومشمول لطف شاه نگاه دارند تا به هر نحو ممکن مدت زمان بیشتری در سمت خودشان باقی بمانند از سوی دیگر با استفاده از مقام و موضع خود نسبت به جمع آوری مال ومنال البته از راه نامشروع تلاش می کنند تا پول کافی و لازم برای دوران مغضوبیت و درصورت نیاز برای بازخرید و جلب مجدد ارباب در اختیار داشته باشند و از این لحاظ ترس و واهمه ای به دل راه ندهند. وی راجع به حقوق کارکنان ایران در عصر قاجار می گوید: حق الزحمه اروپایی هایی که در خدمت دولت هستند مرتب تر از حقوق افراد بومی پرداخت می شود و اغلب پرداخت حقوق کارکنان ایرانی به تاخیر می افتد که با ناامیدی با دادن رشوه مقداری از حقوق خود را وصول می کنند و معمولا آنها روی حقوق خود حساب نمی کنند بلکه از طریق مداخل یا همان هدایای که می گیرند گذران زندگی می کنند ولی در مورد مقامات بلندپایه؛ چون پول ها در اختیار خودشان است سخت مراقب هستند که در پرداخت حقوقشان تاخیری رخ ندهد.

«کنت دو گوبینو» سفیر فرانسه که از سال 1272 تا 1275ه.ق در ایران بود در کتاب خویش به نام «سه سال در آسیا» به خوبی نظام اداری ایران را در عصر قاجار تشریح و نکات جالب توجهی را بیان می نماید.گوبینو می نویسد: « در بین ایرانیان (عصر قاجار) در بین طبقه نوکرمآب و میرزا و مستخدمین دولت همه کس می خواهد شانه از زیر بار وظیفه خالی نماید و بزرگترین فکرش این است که کار لازم و مربوط به خود را انجام ندهد. اعیان و اشراف و آقایان تا بتواند به نوکرهای خود حقوق نمی دهد و نوکرها تا بتوانند از آقایان و ارباب خود می دزدند. دولت تا ممکن باشد به مستخدمینِ ادارات حقوق نمی دهد و مستخدمین ادارات مال دولت و ملت را می دزدند و رشوه می گیرند. یکی از عیوب و بلکه یکی از بلاهایی که در ایران ریشه دوانیده و قطع ریشه آن هم، کاری بسیار مشکل و بلکه محال هست رشوه گیری است. این امر به قدری رایج است که از شاه گرفته تا آخرین مأمور جزء، رشوه می گیرد و در عین حال هیچ کس هم صدایش در نمی آید گوئی تمام مأمورین و مستخدمین ایرانی از بالا تا پایین همپیمان شده اند که موضوع را مسکوت بگذارند.

برخلاف گفته های شیل، گوبینو یکی از علل رشوه گیری در میان کارکنان عصر قاجار را در کم بودن حقوقشان می داند که حتی همین حقوق بخور و نمیر را مرتب دریافت نمی کنند. این است که برای تأمین معاش و به راه انداختن چرخ زندگی خود، ناچارند در صدد جلب منافع نامشروع برآیند. از نظر گوبینو در ایران( دوره قاجار) دولت به معنای واقعی وجود ندارد و در عوض نفوذ افراد، خیلی زیاد است هر دولتی روی کار بیاید اعم از خوب و بد اعم از اینکه اصلاح گری بکند یا نکند مورد نفرت عامه است.برای اینکه یک ایرانی در عصر قاجار با یک حاکم یا معاون او کار داشته باشد باید حتما به یک واسطه متوسل گردد و در صورتی که بخواهد یکی از اقارب و خویشاوندان خود را در سازمان دولتی و حکومتی استخدام نماید بایستی به واسطه متوسل گردد و شرط ورود به خدمات دولتی طی کردن تحصیلات مخصوص، لازم نیست بلکه هر کس سواد خواندن و نوشتن داشته باشد می توانست وارد خدمات دولتی شود. بنابراین از گفته سفرنویسان خارجی که در دوره قاجاریه از ایران دیدن نموده اند می توان چنین استنباط نمود که کارکنان ادارات و وزارتخانه ها در دوره حکومت قاجاریه از هر وسیله و عنوانی برای رسیدن به اهداف شخصی دریغ نورزیده و بیشتر استخدامی ها بدون توجه به تخصص و ضوابط خاصی بوده است.

در نتیجه با توجه به گزارشات سفرنامه نویسان می توان پی برد که در دوره قاجاریه مناصب و مقامات مختلف لشکری و کشوری؛ در ازای مبالغ هنگفتی با عناوینی همچون رسوم، مداخل و هدیه یا از طریق خانودگی به اشخاصی متنفذ؛ بدون داشتن تخصص و علم کافی داده می شد و آن ها نیز از این موقعیت برای رسیدن به اهداف و منافع شخصی؛ بدون توجه به مصالح مملکت، نهایت استفاده را می بردند. در مقاله بعدی به سیر اصلاحات در نظام اداری ایران پرداخته خواهد شد تا خوانندگان عزیز در جریان بسیاری از مسائل نظام ادرای ایران در طول تاریخ قرار بگیرند.

 
  BLOGFA.COM